سيد محمد على ايازى
67
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
فصل چهارم : نقد و بررسى ديدگاههاى ملّاصدرا و علّامه مجلسى ، در تطبيقمعانى عقل بر روايات عقل و جهل « الكافى » الف . نقد ديدگاههاى ملّاصدرا همانطور كه در فصل دوم گذشت ، ملّاصدرا ، شش معنا براى عقل برشمرد كه معانى اوّل و دوم ، مطابق هيچ يك از روايات نبود و معناى سوم ، مطابق با روايت سوم و چهارم كتاب عقل و جهل الكافى بود . در نقد ديدگاههاى ايشان در چگونگى تطبيق معناى سوم ( عقلى كه در كتب اخلاق مورد نظر است ) بر روايت چهارم - كه در آن ، امام رضا عليه السلام عقل هر كس را دوست او و جهل هر كس را دشمن او دانسته است - ، « 1 » مىتوان گفت كه هر يك از معانى پنجگانهء اوّل مورد نظر ملّاصدرا را مىتوان بر اين روايتْ حمل كرد و منحصر كردن آن ، به معنايى از عقل كه در كتاب اخلاق از آن سخن به ميان مىآيد و منظور از آن ، بخشى از نفس است كه به سبب مواظبت بر اعتقاد ، به تدريج حاصل مىشود ، چندان صحيح به نظر نمىرسد ؛ زيرا معناى اوّل كه همان غريزهء جداكنندهء انسان از چهارپايان است ، نيز مىتواند مصداقى براى وجود حسّ دوستى در انسان باشد . همچنين معناى دوم كه عبارت است از مراتب اوّليهاى كه نزد همگان يا بيشتر مردم ، شهرت دارد ، نظير علم بديهى به اين كه عدد دو ، دو برابر عدد يك است . عقل به اين معنا نيز مىتواند مصداق وجود دوستى در انسان و مطابق با همان معنا باشد .
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 11 ، ح 4 .