سيد محمد على ايازى
59
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
ملّاصدرا در توضيح اين بخش از حديث ، چگونگى انطباق معناى پنجم با اين قسمت از حديث را اين گونه توضيح داده است : بيان پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود : « و عاقلان ، همان صاحبان خردند » ، مراد از عقلى كه در اين جا گفته مىشود ، آن عقلى نيست كه همگان فهم مىكنند ؛ يعنى هر كس را كه داراى زيركى و هوشيارى در كار دنيا باشد ، عاقل مىخوانند و نه آن غريزهاى كه با آن ، انسان از چهارپايان امتياز مىيابد و نه آن چيزى كه در اخلاق از آن بحث مىشود ؛ بلكه مراد از آن ، مفهومى خواهد بود كه از بيان الهى استفاده مىشود : « تنها صاحبان خرد ، اندرز مىگيرند » . « 1 » پس ، از اين بيانْ دانسته مىشود كه عاقلان ، همان مخصوصان به اهل ذكر ، يعنى اهل علم و عرفاناند ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد : « اگر نمىدانيد ، از اهل ذكر سؤال كنيد » « 2 » و آنان همان استواران در علماند ، چنان كه خداوند مىفرمايد : « و استواران در علم ، گويند به آن ايمان داريم ؛ همه از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان ، اندرز نمىگيرند . » « 3 » و آنان ، حكيمان الهىاند چنان كه مىفرمايد : « حكمت را به هر كه خواهد دهد و به هر كه حكمت داده شود ، خوبى فراوان اعطا شده و جز خردمندان ، اندرز نمىگيرند . » « 4 » و اين ، جز داناى حكيم و فرزانه استوار در علم و كامل در حكمت و ايمان نيست . پس عقلى كه در اوست ، آخرين عقلى كه در معرفت نفس بيان خواهد شد ، خواهد بود . « 5 »
--> ( 1 ) . سورهء زمر ، آيهء 9 . ( 2 ) . سوره نحل ، آيهء 43 . ( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 7 . ( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 269 . ( 5 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 250 - 251 .