سيد محمد على ايازى

371

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

حقّهم » است كه گفته‌اند در قرآن بوده و اكنون حذف شده است . نظر اكثر علماى شيعه ، اين است كه اينها ، جزء تفسير آيه محسوب مىشوند و داخل در متن قرآن نبوده‌اند كه با حذف آنها ، نقصان و تحريف در قرآن ، ايجاد شود . 2 . طرح اشكال آقاى احسان الهى ظهير . نام‌برده ، در كتاب الشيعة و القرآن ، اشكالاتى همچون ابوزهره به الكافى وارد كرده است . حرف اصلى ايشان ، اين است كه شيعه ، معتقد به تحريف در قرآن است . نويسندهء محترم پايان‌نامه ، با طرح و تقرير خلاصه‌اى از سخنان ظهير ، نمونه‌اى از رواياتى را كه وى از الكافى نقل كرده و بر آن اساس ، اشكال خود را مستند كرده ، آورده است كه به يكى از آنها اشاره مىكنيم : در روايتى به نقل از على بن الحكم ، از هشام بن صالح ، از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود : إنّ القرآن الّذى جاء به جبرئيل عليه السلام إلى محمّد عليه السلام سبعة عشر ألف آية . « 1 » البته نويسندهء محترم ، اشاره مىكند كه احسان الهى ظهير ، بعد از نقل اين روايات مىگويد : « اين كلام ، اعتقادات شيعه را پايين مىآورد ، و گرنه ما معتقديم كه همهء اين روايات ، خرافات و اباطيل است و مطلقاً صحّت ندارد و امامان ، مبرّا هستند از آنچه كه آنها را متّهم كرده‌اند » . و در انتهاى كلامش گفته است : « اين عقيده ، از مهم‌ترين تفاوت‌هاى بين مسلمينِ اهل سنّت و شيعه است » . نويسندهء گرامى ، اشكال ظهير را چنين جمع‌بندى مىكند كه : « ايشان ، شيخ كلينى را دروغگو دانسته و پا را فراتر گذاشته و نه تنها كلينى ، بلكه تمام شيعيان در همهء زمان‌ها را متّهم به اعتقاد تحريف در قرآن مىكند » . وى ، در پاسخ به اشكال ياد شده ، به جلد سوم كتاب القرآن الكريم و روايات

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 634 .