سيد محمد على ايازى

359

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

با توجّه به نكته‌اى كه گفته شد ، آيا اين روايت ، تفسير آيه است يا امام معصوم در اين روايت ، به تعيين مصداق پرداخته است ؟ 3 . بايد توجّه شود كه برخى رواياتِ به ظاهر تفسيرى اهل بيت عليهم السلام ، در واقع ، جنبهء تأويلى دارند ، بدين شيوه كه خصوصيات و قرائنى كه آيه را در بر گرفته ، كنار گذاشته شود و به عموم لفظ و عموم ملاك ، استناد جسته ، مفهوم عام و كلّىاى از آن برداشت شود . چنين برداشت‌هاى كلّىاى ، تأويل آيه و مفاد باطن آن است و ربطى به تفسير ، كه مفاد ظاهر آيه است ، ندارد . لذا اگر نگارنده ، براى عناوين انتخابى خود ، و نيز براى رواياتى كه به عنوان شاهد آورده است ، معيار تفسيرى بودنشان را مشخّص مىكرد ، مناسب بود . مثلًا « توضيح شفاهى در تبيين آيات » يا « پاسخ به سؤالات قرآنى اصحاب و ياران » مىتواند عناوين عامّى باشند كه هم بر روايات تأويلى ، و هم بر روايات تفسيرى دلالت كنند . همچنين ، چند مورد از نمونه رواياتى كه وى آورده و به يكى از آنها اشاره شد ، به نظر نمىرسد كه بتوان آنها را جزء روايات تفسيرى دسته‌بندى كرد . اين مسئله ، چنانچه قبلًا هم اشاره شد ، به نظر مىرسد ريشه در عدم تبيين معيارهايى دقيق براى شناخت و تفكيك تأويل از تفسير و بالتبع ، روايات تفسيرى از تأويلى دارد . فصل سوم : اشكال تأويل در روايات « الكافى » فصل سوم - كه آخرين فصل از بخش سوم است - مانند فصل قبل ، با سيرى درتاريخ تأويل ، آغاز مىگردد . در مقدّمهء اين بخش ، اشاره شده كه براى مطالب اين فصل ، از كتاب روش‌هاى تأويل قرآن ، اثر دكتر شاكر ، استفادهء به سزايى شده است . اينك به گزيده‌اى از آنچه در اين فصل آمده ، اشاره است : تأويل نيز چون تفسير ، از ابتداى نزول قرآن ، جهت تسهيل فهم كلام الهى وجود داشته است و پيامبر صلى الله عليه و آله ، اوّلين مؤوّل آيات قرآن بوده است ، گرچه به دلايل مختلف ،