سيد محمد على ايازى
340
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
تفسيرى الكافى باشد . اگر در روايات « كتاب فضل القرآن » و نيز روايات مشابهى كه در ديگر بخشهاى الكافى آمده ، دقّت شود ، مىبينيم كه لفظ « قرآن » يا الفاظ ديگرى چون « مصحف » كه دلالت بر كلّيت قرآنْ بدون هيچ قيد و شرطى دارند ، موضوع نكتهء بيان شده در روايات هستند و تنها در موارد اندكى ، آيات و سورهها ، آن هم نه به عنوان توضيح و تفسير ، موضوع روايتْ واقع شدهاند . از جمله ، مضامينى مانند : ترغيب به خواندن قرآن ، استشفا به قرآن ، فضيلت حاملان قرآن ، توصيهء عمل به قرآن ، ترغيب به قرائت قرآن با ترتيل و . . . ، همگى مضامينى هستند كه گرچه در اصل و به شكل غير مستقيم ، تكرار و توضيح برخى آيات شريف قرآن هستند ، امّا در واقع ، نمىتوان آنها را روايات تفسيرى تلقّى كرد . نكتهاى كه گفتنش خالى از لطف نيست ، اين كه برخى از عناوين دهگانهء پيشنهادى از سوى نگارندهء پاياننامه ، از عناوين مرحوم كلينى در « كتاب فضل القرآن » اخذ شده و يا با ادغام و يا استفاده از دو يا چند عنوان از عناوين كتاب ياد شده ، عنوان جديدى ساخته است و البته برخى از عناوين نيز برساختهء خود نويسندهء محترم است . لذا براى فراهم شدن امكان مقايسه در اين زمينه ، و نيز اين كه خوانندگان گرامى با « كتاب فضل القرآن » ، آشنايى كلّى پيدا كنند ، در ادامه ، گزارشى اجمالى از عناوين بابها و محتواى احاديث هر باب از كتاب ياد شده ، ارائه مىشود ؛ چرا كه به نظر مىرسد جاى چنين گزارشهايى در پاياننامهء مورد بحث ، خالى است . معرّفى اجمالى « كتاب فضل القرآن » « كتاب فضل القرآن » ، هفتمين كتاب اصول الكافى است كه بعد از « كتاب الدعاء » و قبل از « كتاب العشرة » قرار گرفته و مشتمل بر سيزده باب و 124 حديث است . « 1 »
--> ( 1 ) . در ابتداى اين كتاب ، چهارده روايت كه وحدت مضمونى خاصّى نيز ندارند ، بدون اين كه عنوان خاصّى بدانها داده شود و ذيل بابى قرار گيرند ، آمده است .