سيد محمد على ايازى

337

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

به طور مطلق . ثالثاً محتواى آن ، محدود به اين زمان و مقدار اطّلاعاتى است كه تا اين زمان ، بشر بدان دست يافته است و شايد با پيشرفت علم ، مطالب آنها زير سؤال برود يا حتّى باطل شود . حالْ قرآن ، سخن خداوندى است كه عالمِ مطلق به تمام زمان‌ها و مكان‌ها و علوم و . . . است و محدوديت در هيچ زمينه‌اى ، در مورد او معنا ندارد . قرآن ، از يك تخصّص يا علم خاص ، سخن نمىگويد و محدوديتى از نظر زمان و مكان ندارد و راه‌نماى انسان به سوى سعادت ، در تمام زمان‌ها و مكان‌ها تا ابد است . با پيشرفت علم نيز ، نه تنها از اعتبارش كاسته نمىشود كه بر اعتبار آن ، افزوده مىگردد ؛ چرا كه حقيقت آن ، بيشتر رُخ مىنماياند . مهم‌ترين امتياز قرآن كه باعث امتياز آن بر ساير كتب آسمانى نيز مىگردد ، بُعد « اعجازِ » آن است . از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پيامبر خدا فرمود : القرآن هدى من الضلالة ، و تبيان من العمى ، و استقالة من العثرة ، و نور من الظلمة ، و ضياء من الاحداث ، و عصمة من الهلكة ، و رشد من الغواية ، و بيان من الفتن ، و بلاغ من الدّنيا الى الآخرة ، و فيه كمال دينكم و ما عدل أحد عن القرآن إلّاالى النّار ؛ « 1 » قرآن ، راه‌نماينده از [ هر ] گمراهى است و بينايى از [ هر ] كورى است و [ سبب ] گذشت از [ هر ] لغزش است و روشنى در [ هر ] تاريكى است و در پيشامدها [ و بدعت‌ها ] پرتو است و نگاه‌دارنده از [ هر ] هلاكتى است و رهجويى در [ هر ] گم‌راهى است و بيان كننده [ ى هر ] فتنه‌اى و [ اشتباهى ] است و انسان را از دنيا [ ىِ پست ] به [ سعادت‌هاى ] آخرت مىرساند و در آن ، كمال دين شماست و هيچ كس از قرآن ، روىگردان نمىشود ، جز به سوى دوزخ .

--> ( 1 ) . همان ، ص 600 .