سيد محمد على ايازى
332
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
الف . روش او در انتخاب حديث ؛ ب . روشِ او در تقسيم كتاب ؛ ج . روش او در سند روايات . البته وى ، تنها به طرح و شرحِ روش كلينى در الكافى بسنده مىكند و نقد اين روش را بر عهدهء محقّقان مىگذارد كه به نظر مىآيد با توجّه به اين كه هدف اصلى پاياننامه ، چيز ديگرى است ، كار به جايى است و اگر همين مختصر را نيز مختصرتر مىنمود ، بهتر بود . توجّه لازمى كه محقّق محترم ، دربارهء تفاوت روش متقدّمان ، از جمله كلينى ، با روشِ متأخّران ، در شناخت حديث صحيح از غير آن مىدهد ، بسيار مفيد است ؛ چرا كه دانستن اين تفاوت ، سبب رفع ابهامات و شُبهات در بعضى روايات الكافى و ايجاد ديدِ روشنترى در بررسى احاديث الكافى مىشود . اشاره به اين كه در زمان كلينى ، بين شيعهء اماميه ، عناوينى چون : موثّق ، حَسَن ، قوى و ضعيف براى رواياتْ معنا نداشت و حديث ، تنها بر اساس معيارهايى به صحيح و غير صحيح تقسيم مىشد و وى ، طبق شرايط صحّت خبر ، در بين احاديث فراوانى كه در دسترس بود ، مبادرت به شناخت و انتخاب حديث صحيح مىكرد و در احاديثى كه شناختِ آنها مشكل بود ، طبق سفارش ائمّه عليهم السلام ، از باب رضا و تسليم ، آن را مأخذ عمل قرار مىداد ، بسيار مفيد به نظر مىرسد . نويسندهء پاياننامه ، در همين فصل ، به طرح مختصر نظر علما و بزرگان در مورد كلينى و الكافى پرداخته و به برخى نظريات مخالف در بارهء الكافى و شيعه نيز اشاره كرده كه اختصاصاً در موضوع شيعه و تحريف قرآن است . البته در بخش پايانى پاياننامه ، به شكل مبسوط به اين بحث مىپردازد . بسيار به جا بود در اين جا به اين نكته ، اشاره مىكرد و خواننده را بدان بخش ، ارجاع مىداد . حسنِ ختام اين فصل ، اشارهاى فهرستوار به برخى شروح و حواشى و كتبى است كه دربارهء الكافى نوشته شده است .