سيد محمد على ايازى
298
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
باشد يا لطف باشد يا دلايل ديگر ، همچنان اين اشكال ، باقى است كه اهل بيت عليهم السلام نمىتوانند اسوه باشند . به نظر مىرسد اگر كلمهء رجس را درست معنا كنيم ، اين اشكالْ بر طرف مىشود . علّامه طباطبايى مىفرمايد : رجس ، يعنى « قذارت » و قذارت ، هيئتى در يك شىء است كه موجب تنفّر و دورى مىشود . رجس به حسب باطن ، شرك ، كفر ، اثم و عمل بد است و اذهاب رجس ، از بين بردن هيئت خبيثهء نفس است و اين ، همان عصمت است . « 1 » بنا بر اين ، خلقت پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّهء اطهار عليهم السلام طورى است كه موجب تنفّر نيست . اين كه آنها مرتكب اشتباه و خطا نمىشوند ، بدين معنا نيست كه آنها نتوانند گناه كنند يا در عمل مجبور باشند ؛ بلكه آنها در زندگى خود ، به مقامى مىرسند كه بدىِ گناهان ، برايشان آشكار مىشود ، همانطور كه انسانهاى عادى هم مىتوانند با الگو قرار دادن پيامبر و ائمّه ، به اين مرحله برسند . اشكال چهارم : چرا ابوالفضل ، ابوبكر بن على ، زينب و ام كلثوم ، جزو اهل بيت عليهم السلام نيستند ؟ و ديگر اين كه اگر آيه ، حصر در پنج تن باشد ، نُه امام ديگر را شامل نمىشود و آنها از عصمت خارج مىشوند . نقد و بررسى : همانطور كه گفته شد ، روايات بسيارى داريم كه پيامبر صلى الله عليه و آله منظور از اهل بيت را فرموده است و ديگر جاى سؤال نيست كه چرا حضرت زينب عليها السلام و ديگران جزو اهل بيت نيستند . در واقع ، اهل بيت ، اسم خاص است . همچنين روايات ديگرى داريم كه علاوه بر پنج تن ، نه امام ديگر را نيز شامل اهل بيت دانستهاند ، مثل روايت جابر از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله . « 2 »
--> ( 1 ) . الميزان ، ج 16 ، ص 312 . ( 2 ) . كمال الدين ، ص 233 .