سيد محمد على ايازى

291

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

ديگر مذاهب نيز با اختلاف مراتبى ، خالى از خرافات نيستند ؛ امّا به منظور خدمت به برادران شيعى خودم ، در اين اوراق ، مذهب جعفرى اثناعشرى را مورد تدقيق و تأمّل قرار داده‌ام و به بهترين و مهم‌ترين كتاب اين مذهب ، يعنى اصول كافى پرداخته‌ام . « 1 » نويسندهء پايان‌نامه ، در مورد مذهب و عقيدهء برقعى مىگويد كه او در ابتدا از جمله علماى شيعه بوده ، ولى بعد از 45 سالگى ، ميل به اهل سنّت پيدا مىكند ؛ چون در برخى نوشته‌هايش گفته : « اگر ما بخواهيم سنّت صحيح را در روايات و كتب شيعه بيابيم ، ممكن نيست و بايد روايت را از جمهور مسلمين جستجو كرد . البته در صورتى كه سند و متن آن صحيح باشد و مخالف با قرآن نباشد » ؛ ولى به نظر حقير ، نمىتوان با چنين حرفى ، شخصى را از شيعه بودن ، خارج دانست ، بويژه كه كارهاى خود را دفاع از حريم اهل بيت عليهم السلام مىداند ؛ كما اين‌كه در مقدّمهء كتاب كسر الصنم گفته : بدان كه نويسندهء اين اوراق ، به خداوند - تبارك و تعالى - و رسولان الهى و روز جزا و ائمّه و پيشوايان هدايت ، مؤمن و معتقد [ است ] و از ائمّهء رؤساى كفر و شرك و خرافات و ظلم و ضلالت ، منزجر و بيزار است . « 2 » البته بايد گفت كه او جدّاً راه به خطا رفته است و در مواردى ، بدون دليل محكم ، همان عقايد اهل سنّت را در مسائل اعتقادى و عملى ، بيان كرده است . خلاصه‌اى از عقايد برقعى از لابه‌لاى نوشته‌هايش 1 . اسلام را دين كامل مىداند و دين را همان مىداند كه انبيا آورده‌اند و كسى حقّ اضافه يا كم كردن آن را ندارد ، امام باشد يا غير امام . 2 . انبيا ، هيچ مشاركتى در افعال خداوند ندارند و نمىشود صفت احاطه يا علم غيب يا لامكانى به آنها داد ؛ بلكه آنان در مكان واحدند و ذاتشان محدود و علمشان

--> ( 1 ) . عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول ، مقدّمهء الف و ب . ( 2 ) . همان جا .