سيد محمد على ايازى

289

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

قمى ، صاحب كتاب رياض الحسينى است . ايشان دروس ابتدايى را با زحمت ، سپرى كرد و در ده - دوازده سالگى ، با ورود شيخ عبد الكريم حائرى به قم ، تصميم گرفت كه وارد حوزهء علميه شود ؛ ولى به خاطر كمى سنّ ، حجره به او ندادند تا اين كه در مدرسهء رضويه ( واقع در بازار كهنهء قم كه توليت آن را سيد محمّد صحّاف ، پسر خالهء مادرى او داشته ) ، يك ايوان‌مانندى در دالان مدرسه - كه يك متر مساحت آن بود - به او دادند كه آن را با گليمى ، فرش كرد و به قول خودش ، خادم مدرسه در اين مكان ، سطل و جاروب خود را مىگذاشت . به كمك خادم مدرسه ، درى شكسته بر آن نصب كردند كه او را نه از گرما محافظت مىكند و نه از سرما ! ايشان به مدت دو سال در اين حجره بود و گاهى شاگردىِ تاجر يا حلّاقى مىكرده و پولى براى ادامهء تحصيل فراهم مىكرد ؛ امّا بعد از اين كه پيش آقاى حائرى امتحان داد ، شهريه‌اى نيز براى او مقرّر كردند . پس از گذراندن مقطع سطح ، مثل بقيهء طلّاب ، در ماه محرم و رمضانْ به تبليغ مىرفت و يكى از ارادتمندان آيت اللَّه كاشانى بود ؛ چون به قول خودش ، مانع ديكتاتورى شاه بود . وى عقايد مخصوص و نادرى داشت و نظريات تفردآميزى ابراز مىداشت . لذا با اين طرز فكر ، هر جا منبر و تبليغ مىرفت ، تعدادى مخالف پيدا مىكرد . هر كتابى كه مىنوشت عدّه‌اى را از خود مىراند و در مقابل خود قرار مىداد ، مثل فلاسفه ، عرفا ، شيخيه ، شعرا ، مدّاحان ، روحانيان و . . . . به قول خودش ، با نوشتن كتاب درسى از ولايت ، همه را مشتركاً در مقابل خود قرار داد و اين كتاب ، غوغايى برانگيخت كه مايهء تعجّب خودش نيز شده بود . البته ردّيه‌هايى بر اين كتابْ نوشته شده است . ايشان به قول خودش 82 كتاب نوشته است كه بعضى را قبل از استبصار ( انحراف )