سيد محمد على ايازى

282

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

به خاطر همين اختلافِ معانى ، بعضى خواسته‌اند كه حديث غدير ( من كنت مولاه فهذا علىٌ مولاه ) را به معنايى غير از امامت و رهبرى معنا كنند ، در حالى كه بر هيچ عاقلى پوشيده نيست ( حتّى در زمان صدور اين روايت ) كه ولى در اين جا معناى رهبرى مىدهد ؛ چون منطقى به نظر نمىرسد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن هواى گرم ، سه روز مردم را نگه دارد تا بگويد على عليه السلام ناصر شماست يا دوست شماست ! پس اين واقعه ، پيام مهمّى داشته است . 5 . دلايل امامت يك . امام و امامت از ديدگاه عقل مهم‌ترين دلايل متكلّمان شيعه براى امامت ، از ديدگاه عقل ، عبارت‌اند از : قاعدهء لطف : خداوند ، بندگان را مكلّف كرده است و لطف ، اقتضا مىكند كه برايشان راهنمايانى هم قرار دهد . امام ، حافظ و مجرى شريعت : وقتى دين اسلام ، پاسخگوى همهء نيازهاى انسان تا پايان جهان است ، پس بايد يك حافظ و مجرى نيز براى اين شريعت باشد . نياز امّت به امام : امّت اسلامى ، در بسيارى از امور ، به كسى نياز دارند كه واقعيات را براى آنها روشن سازد و اين ، كسى جز امام نيست . هدايتِ عمومى و اتمام حجّت : دلايل ضرورت پيامبران الهى ، بر نصب امام نيز دلالت مىكند كه همان هدايت عمومى و اتمام حجّتْ نسبت به گنهكاران است . دو . آيات دلالت كننده بر امام « 1 » 1 . آيهء ولايت ( مائده / 55 و 56 ) ؛

--> ( 1 ) . چون توضيح اين آيات ، مجدداً در فصل چهارم پايان‌نامه آمده است ، از توضيح آنها در اين جا صرف نظر مىشود و تنها به ذكر فهرستوار آن بسنده مىكنيم .