سيد محمد على ايازى
21
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
است . بايد گفت كه شرح ايشان سرشار از قواعد و نكات فقه الحديثى است . شناخت روش وى در اين شرح ، بسيار مفيد و قابل استفاده است . بررسى جايگاه علمى و روششناسى اين شرح و نيز تبيين چگونگى فهم و استخراج قواعد فقه الحديثى مازندرانى ، يك ضرورت تحقيقى است . نگاه جامع به احاديث ، توجّه به نكات ادبى و تكيه بر آيات ، از ويژگىهاى خاص اين شرح است . البته شرح ملّا صالح ، چون با تعليقهء علّامه شعرانى همراه است ، بر كمال آن افزوده و از اين رو ، ويژگىهايى متفاوت از شرح ملّا صدرا و علّامه مجلسى دارد و از آن جا كه قلم آن ، فلسفى و سنگين نيست ، بر شرح ملّا صدرا برترى دارد . اين رساله را خانم زهرا صرفى و با راهنمايى آقاى دكتر محمّد على لسانى فشاركى ، در دانشگاه تربيت مدرس ، در سال 1385 ، نگاشته است . اين نوشته ، در چهار فصل تنظيم شده است . در فصل اوّل ، نماى كلّىِ روزگار شارح ، به تصوير كشيده شده تا با شناخت موقعيت اجتماعى شارح و زمان و مكان حيات وى ، بهتر بتوان با متن و شرح آن ، آشنا شد ؛ زيرا شناخت زمان و مكان و موقعيت و شخصيت و معلومات شارح در نوع نگارش وى بسيار تأثيرگذار است . در فصل دوم ، به بيان احوال و آثار ملّا صالح پرداخته مىشود و ضمن بيان زندگى ، تحصيلات ، اساتيد و شاگردان و تأليفات وى ، به عظمت علمىاش مىتوان پى برد . در بخش ديگر از اين فصل ، به مباحثى چون جايگاه شرحنويسى ، شرح ملّا صالح ، مصادر آن ، ديدگاه ديگران و كارهاى انجام شده براى احياى اين كتاب اشاره مىشود . پس از فراهم آمدن اين مقدّمات ، در فصل سوم ، روش فهم و شرح احاديث تبيين مىگردد و به مباحثى چون : بررسى سند ( جرح و تعديل ، نكات رجالى ، منابع رجالى و . . . ) چگونگى فهم متن ( اثبات متن ، استناد به ادبيات عرب ، توجّه به قرائن ) ، استناد به آيات ، بهرهگيرى از عقل ، و طرح مباحث عقلى و نقلى مىپردازد . در نهايت ، فصلى نيز به بيان جايگاه آن اختصاص يافته كه در آن ، به اجمال ، از اثرپذيرى اين شرح از