سيد محمد على ايازى
276
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
كارى دست زده است . آيا به سبب برخورد ديگران بوده يا حالت نفسانى و شخصى بوده يا بر اثر شكها يا مسائل ديگر ؟ وى در كتابهايش تلاش مىكند تا بر بسيارى از عقايد شيعه بتازد ، بويژه در مورد امامان معصوم عليهم السلام . عقايد او بيشتر همانند برخى عقايد اهل سنّت است . او ظاهراً ائمّه را قبول دارد و به قول خودش مىخواهد از حريم آنها دفاع كند . در مورد رفتار شيعيان ، نگاهى همانند عقايد وهّابيت دارد . ايشان ساختن گنبد و بارگاه بر قبر ائمّه را خرافه مىداند و بسيارى از زيارتنامهها را از نظر سند و دلالت ، رد مىكند و معتقد است كه متن بسيارى از آنها با قرآن ، مخالف است . ايشان مىگويد كه هيچ كدام از آيات قرآن ، دلالت بر ولايت حضرت على عليه السلام و ائمّهء اطهار عليهم السلام ندارد و رواياتى را كه در شأن نزول اين آيات آمدهاند ، رد مىكند . يكى از كتابهاى وى به نام عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول يا سيرى در اصول كافى يا بتشكن است كه با نام كسر الضم ، به عربى نيز ترجمه شده است . در اين كتاب ، احاديث الكافى را به نظر خود بررسى كرده و آنها را بر قرآن و عقول ، عرضه نموده و بسيارى از اين احاديث را رد كرده است . بيشترين ايرادهاى او به « كتاب الحجّة » اصول الكافى است . در اين كتاب ، مرحوم كلينى ، احاديثى را كه در جايگاه اهل بيت عليهم السلام و شناخت آنان آمده ، گردآورى كرده است . اگر محقّقانِ منصف ، بدون توجّه به توهينهاى او ، نقدهايش را بررسى كنند ، مسلّماً به نتايج خوبى خواهند رسيد و بسيارى از پرسشهاى جامعه ، پاسخ داده خواهد شد . مثلًا ايشان در مورد يكى از زيارتنامهها كه آمده است : « وقتى رو به روى ضريح امام حسين عليه السلام رسيدى ، چنين بگو » ، اشكال مىكند كه در زمان ائمّهء اطهار عليهم السلام ، روى قبر امام حسين عليه السلام ضريح نبوده و همين استدلال را دليل و شاهدى بر ردّ اين زيارتنامهها مىداند ، « 1 » در صورتى كه اگر به كتاب لغت مراجعه مىكرد ،
--> ( 1 ) . زيارت وفور در زيارت قبور ، سيد ابوالفضل برقعى ، ص 72 ( اين كتاب ، به صورت فتوكپى ، ديده شد ) .