سيد محمد على ايازى
20
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
در ذيل آيه لحاظ شود . در مقدّمهء ورود به هر فصل ، در بارهء اهميت و موضوع آن فصل ، مطالبى را عنوان كرده و سپس وارد روايات تفسيرى آن فصل شده كه مجموعاً 42 باب براى روايات تفسيرى ، عنوان كرده است . اين رساله ، در چهار فصل تنظيم شده كه فصل اوّل در بارهء اهميت عقل و مدح آن از طريق ثقلين و طريق شناخت خالق بىهمتا و معرفت به اوليا و اوصيا و راه سعادت بشر است كه در مقابل آن ، مسئلهء جهل آمده و مذمّت شده است . موضوع فصل دوم ، علم و فضيلت آن و طريق استفاده بر آن از علما و علم ، و نهى از ندانسته گويى كه موجب بدعت و رأى و قياس باطل مىشود و اين كه علم ، طريقى است به مطلوب ، و فقدان علم و علما ، شكافى است جبرانناپذير كه در اين فصل ، به سه باب آن اشاره شده است . فصل سوم ، در بارهء توحيد و يگانگى خالق بىهمتا و علم و قدرت و احاطهء مطلق و همچنين اختيار و هدايتگرى ذات اقدس است و نهى از توصيف خداوند ، به غير از آن چيزى كه او خود را وصف نموده و ابطال نقصان و نِسيان و همچنين ردّ ديدن خداوند به چشم ظاهر است كه به شانزده باب آن اشاره شده است . فصل چهارم ، در بارهء حُجّتهاى خداوند و تقسيم آن ، بر دو قسم حجّت ظاهرى و باطنى است . زحمت گزارش و تحليل اين پاياننامه ، با آقاى محمّد جواد صالحى ، بوده است . 3 . روششناسى شرح ملّا صالح مازندرانى بر اصول و روضهء « الكافى » پيش از اين گفتيم كه در نيمهء دوم سدهء يازدهم هجرى ، در پى رويكرد گسترده به حديث ، شروح متعدّدى بر كتاب الكافى نگاشته شده است . از جملهء اين شروح ، شرح ملّا صالح مازندرانى ( م 1086 ) از علماى نامىِ قرن يازدهم است . اين شرح ، شيوه و اسلوب خاص خود را دارد . رويكرد شارح در اين شرح ، عقلى - نقلى است ، هر چند به دليل فضاى علمى آن عصر و تعليمات مجلسى اوّل ، جنبهء عقلى آن ، پررنگتر