سيد محمد على ايازى

259

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

باشد ، اميدوارى ، از كردارش پيداست ، مگر اميد و رجاى به خدا كه مغشوش و ناخالص است و هر ترسى ، مسلّم و محقّق است ، مگر ترس از خدا كه معلول است ( آثار آن در مدّعى خوف از خدا ، نامعلوم است ) . . . . در الكافى نيز روايتى دربارهء رجا از امام محمّد باقر عليه السلام نقل شده كه فرمود : ديدم در كتاب على بن ابىطالب عليه السلام كه نوشته بود ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در بالاى منبر فرمود : قسم به آن خدايى كه غير از او خدايى نيست كه به هيچ مؤمنى ، خير دنيا و آخرت داده نمىشود ، مگر به واسطهء حُسن ظن او به خدا و اميدوارىاش به او و حسن خلق او و احتراز كردن از غيبت مؤمنان ! و قسم به خدايى كه غير از او خدايى نيست كه خداى تعالى ، هيچ مؤمنى را بعد از توبه و استغفار ، عذاب نمىكند ، مگر به جهت گمان بدى كه به خداوند داشته و كوتاهى او در اميدوارى به خداوند و بدخلقى و غيبت مؤمنان ! و قسم به خدايى كه غير او خدايى نيست كه هيچ بنده ، ظنّ نيكو به خدا نمىدارد ، مگر اين كه خداوند به ظن او ، با او رفتار مىكند ؛ زيرا خداوند ، كريم است و همهء خيراتْ در دست اوست و شرم دارد كه بندهء مؤمن ، گمان نيك به او داشته باشد و گمان او تخلّف كند و اميد او برنيايد ! پس گمان خود را به خداوند ، نيكو كنيد و به سوى او رغبت نماييد . « 1 » بخش چهارم از اين فصل ، به بيان امورى پرداخته كه دلالت مىكند بر اين كه انسان بايد به رحمت پروردگار خويش اميدوار باشد كه چند مورد آن ، گزارش‌گونه در ادامه مىآيد . 1 . آيات و رواياتى كه بر نهى يأس از رحمت حق تعالى دلالت دارند ، مانند آيهء 54 سورهء زمر و آيهء 56 سورهء حجر و . . . . 2 . اخبارى كه دلالت بر امر به رجا و حُسن آن دارند ، مانند اين خبر كه در الكافى آمده است :

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 115 .