سيد محمد على ايازى
257
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
شاهد بر آن ، آيهء شريفه : « ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً » « 1 » است كه بيشتر اين معنا ، در موارد نفى به كار مىرود . كلمهء طمع نيز از مترادفهاى رجاست و بيشتر در جاهايى كه دستيابى به آنْ امكانپذير است ، به كار مىرود . امّا در اصطلاح قرآنى ، رجا را گمان و پندارى كه اقتضاى رسيدن به شادى در آن است ( اميدوارى ) ، تعريف كردهاند . « 2 » در علم اخلاق نيز رجا را به حالتى نفسانى براى انتظار آنچه محبوب و پسنديده است ، تعبير كردهاند . « 3 » بيان شد كه مترادفهاى رجا ، آرزو و أمل است ؛ ولى در منابع روايى ، تفاوتهايى بين اين دو ، قائل شدهاند ، از جمله ، حديثى از امام صادق عليه السلام در الكافى كه راوى مىگويد : . . . قلتُ له : قوم يعملون بالمعاصى ويقولون : نرجو ، فلا يزالون كذلك حتّى يأتيهم الموت . فقال : هؤلاء قوم يترجّحون فى الأمانى كذبوا ليسوا براجين ، إن من رجا شيئاً طلبه و من خاف شيئاً هرب منه ؛ « 4 » به او ( امام صادق عليه السلام ) عرض كردم : يك دسته از مردماند كه گناهان را به جاى مىآورند و مىگويند كه ما اميدواريم و هميشه چنين هستند تا مرگ آنان فرا رسد . فرمود : « آنها قومى هستند كه از اعتدال ، به آرزوهاى بىجا مايل شدهاند ، دروغ مىگويند و اميدوار نيستند ؛ چون كسى كه به چيزى اميد داشته باشد ، آن را طلب مىنمايد و كسى كه از چيزى بترسد ، از آن فرار مىكند . در بخش سوم ، به بررسى رجا در قرآن ، نهج البلاغه و منابع روايى شيعه پرداخته
--> ( 1 ) . سورهء نوح ، آيهء 13 . ( 2 ) . مفردات الفاظ القرآن ، ذيل مادهء رجو . ( 3 ) . معراج السعادة ، ص 212 . ( 4 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 110 .