سيد محمد على ايازى

229

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

نتيجه اين كه بالا رفتن قدر و ارزش او ، مانع نزديكىاش به حفظ و تربيت و احاطه نيست . لفظ « اسْتَوى » در اين آيه ، خبر است ، و « عَلَى الْعَرْشِ » حال ؛ گرچه احتمال دارد كه هر دو عبارت ، خبر باشند . البته در احتمال اوّل ، بعيد نيست كه « على العرش » متعلق به « استوى » باشد و در اين كلمهء « على » به معناى « الى » است . افزون بر اين ، احتمال تقدير « عرش » به « حمل العرش » نيز هست . چه بسا گفته شود كه ذكر « الرحمان » ، براى بيان رحمانيّت باشد كه موجب استوا در ايجاد و حفظ و تربيت و علم به همه است ، به خلاف رحيميّت كه عبارت است از افاضهء خاص فقط به مؤمنان ، و همچنين‌اند بسيارى از اسماى حُسنا كه اختصاص به گروهى خاص دارند . بعضى از وجوهى را كه ما ذكر كرديم ، شيخ صدوق نيز در كتاب العقائد ذكر كرده است ، چنان كه گفته است : اعتقاد ما در بارهء عرش ، همهء خلق است و عرش در وجه ديگرش ، همان علم است . نيز از امام صادق عليه السلام سؤالى شد در بارهء قول خداى عز و جل : « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ، پس گفت : « استوا از هر چيزى ؛ پس چيزى به او نزديك‌تر از چيز ديگر نيست » . اين كه ما كلام را در اين مقام بسط داديم ، به اين دليل بود كه فهم اين اخبار ، براى اكثر افكار ، دشوار است . « 1 » لازم به يادآورى است كه در الوافى شرحى بر اين حديث ، نيامده است . بررسى سند در مرآة العقول ، اين حديث ، ضعيف شمرده شده است . از رجال مذكور در سند ،

--> ( 1 ) . مرآة العقول ، ج 2 ، ص 69 - 70 .