سيد محمد على ايازى
209
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
در بارهء حضور و غيبت خداوند است كه يكى از ملحدين معاصر امام صادق عليه السلام مطرح مىكرده است . آن حضرت توضيح مىدهد كه خداوند در برابر آفريدههاى خود ، شاهد است و براى او حضور و غيبت معنا ندارد . او از رگ گردن انسان ، به انسان نزديكتر است ، كلام آنان را مىشنود و اشخاص را مىبيند و به اسرار آنان آگاه است . روايت چهارم كه از امام هادى عليه السلام نقل شده ، دربارهء استواى خداوند بر عرش است و روايت پنجم ، در چگونگى شنيدن خداوند و حضور او در ميان مردم است تا جايى كه هر گاه نجوايى مىكنند ، اگر سه نفر باشند ، چهارمىِ آنان خداوند است و اگر چهار نفر باشند ، پنجمىِ آنان خداوند است . روايت ششم و هفتم و هشتم نيز ادامهء توضيحات روايت پنجم و در تفسير آيهء « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » است . روايت نهم و دهم ، در بارهء بخش ديگرى از مباحث ناظر به اين موضوع است . بنا بر اين ، روشن است كه كلينى ، اين روايات را براى تبيين صفات خداوند نقل كرده و با روشى آنها را چيده است كه معاصران ، معناى آنها را بفهمند و دچار تشبيه و تجسيم نشوند . روش اين تحقيق ، چنين است كه يكايك اين روايات ، نقل و ترجمه شود و سپس براى شرح و توضيح آن ، از مشهورترين شرحهاى اصول الكافى - يعنى مرآة العقول علّامه محمّد باقر مجلسى و توضيحات ملّا محسن فيض كاشانى در الوافى - استفاده شود ؛ گرچه شرح برخى از مطالب در الوافى يا مرآة العقول نيامده است . همچنين ، گاهى از توضيحاتى استفاده شده است كه محقّقانى مانند على اكبر غفارى ، در پاورقى الكافى آوردهاند . كار ديگرى كه در اين تحقيق انجام گرفته ، بررسى اسناد اين روايات از حيث وثاقت و ضعف راويان است . در اين باره ، از مهمترين كتابهاى رجالى معاصر ، مانند معجم الرجال آية اللَّه خويى ، استفاده شده است . افزون بر اينها ، در پايان ، اين روايات ، بر قرآن عرضه شدهاند و در يك ارزيابىِ اجمالى ، نشان داده شده است كه هر چند خبر