سيد محمد على ايازى
197
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
شدهاند . مانند : سؤال براى رفع شبهه ، يادگيرى و . . . . براى نمونه ، يك حديث نقل مىشود : سعيد اعرج ، مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : من روزى را كه در آن شك بود ( كه روز آخر شعبان است يا روز اول رمضان ) ، روزه گرفتم . سپس مشخص شد جزء ماه رمضان بوده است . آيا آن را قضا نمايم ؟ امام فرمود : « نه ، آن روزى بوده كه تو موفّق به آن شدى » . « 1 » با دقّت در اين حديث ، معلوم مىشود كه بدون آگاهى از مورد صدورش ، كلام امام عليه السلام مجمل است و مشخص نيست كه چه روزى مدّ نظر امام بوده است . - مجادلهها . يكى ديگر از موضوعاتى كه در موارد احاديث شفاهى متقابل به آنها اشاره شده است ، مجادلههايى است كه بين افراد مختلف ( بخصوص افرادى از اديان و فرق ديگر ) و معصومان عليهم السلام صورت گرفته است . مانند اين نمونه : عبد اللَّه بن سنان ، از پدرش نقل مىكند كه گفت : نزد امام باقر عليه السلام حاضر شدم . سپس مردى از خوارج بر او وارد شد و گفت : اى اباجعفر ! چه چيزى را مىپرستى ؟ فرمود : « خداوند متعال را » . گفت : آيا او را ديدهاى ؟ فرمود : « ديدگان ، او را با بينايى چشم نمىبينند ؛ امّا دلها ، آن را با حقيقت ايمان ديدهاند . . . » . « 2 » آنچه دربارهء موارد صدور اين دسته احاديث ، قابل تأمّل است ، اين است كه : اولًا ، راويان ، در مجادلهها ، سخنان طرفين را نقل مىكردند ؛ ثانياً ، نام مجادلهكنندهها و حتّى بعضى از ويژگىهاى آنان و اين كه جزء كدام گروه و فرقه هستند ، ذكر شده است ؛ ثالثاً ، فهميده مىشود كه امامان ، با توجّه به شناختى كه از مجادلهكنندهها داشتند ، آنها را دفع نمىكردند ؛ بلكه از فرصت استفاده مىكردند تا حقيقت را
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 84 . براى آگاهى از نمونههاى بيشتر ، ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 289 ، 290 ، 308 و 313 و ج 4 ، ص 408 و 436 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 97 . براى آگاهى از نمونههاى بيشتر ، ر . ك : ج 1 ، ص 72 - 74 و 171 - 174 و ج 8 ، ص 349 - 351 .