سيد محمد على ايازى
173
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
حالى كه عرفان نظرى ، از لحاظ رتبه ، مقدّم بر عرفان عملى است . 9 . مطلب ديگر ، دربارهء پاورقىهاست . در برخى موارد ، منبع مورد استفاده ، بدون جلد و صفحه آمده است ، مثلًا در صفحهء هشت آمده : « 1 . مطهرى ، مرتضى » ، يا پاورقى چهار ، صفحهء 107 . از طرف ديگر ، نوع پاورقى و بيان آن ، اشكال دارد و لازم نيست كه تمام اطلاعات كتابشناسى منبع ذكر شده ، در پاورقى بيايد ، مانند صفحه 57 ، 132 ، 137 و . . . ؛ بلكه بايد در قسمت منابع و مآخذ پايانى كتاب ، بيان گردد . 10 . براى برخى موضوعاتْ مثال زده است ؛ ولى براى مورد بعدى همان قسمت ، از ذكر مثال ، خوددارى كرده است ، مانند قسمت سوم از صفحهء پنج . اشكالات محتوايى و سالم در اين قسمت ، برخى از نكاتى را كه نويسنده ، از لحاظ محتوا و اصول تحقيق ، رعايت نكرده و محلّ اشكال است ، بيان مىشود . 1 . نويسنده در برخى موارد يا براى احاديث منقوله ، منبع ذكر نمىكند ، يا اگر هم بيان مىكند ، از كتب غير حديثى و دست چندم است ، مثلًا در صفحهء 122 ، حديث : « علينا إلقاء الاصول و عليكم بالتفرّع » را از كتاب شرح اصول فقه ( ج 1 ، ص 9 ) بيان مىكند و حال آن كه اين حديث ، در بسيارى از كتب شيعه ( از جمله وسائل الشيعة ) بيان شده است . « 1 » 2 . خانم صرفى ( در صفحهء پنج ) ، مدّعى شده است كه : « پس از قرآن كريم ، حديث و علوم مرتبط با آن ، حجم عظيمى از نوشتهها را به خود اختصاص داده است » .
--> ( 1 ) . ر . ك : المهذّب ، ج 1 ، ص 25 ؛ الفصول المهمة فى اصول الأئمّة ، ج 1 ، ص 554 و مستطرفات السرائر ، ص 575 .