سيد محمد على ايازى

140

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

دهد ، امّا ساختار آن را بررسى نكند ؛ مثلًا در جملهء « ألم تروه » در حديث ، سه وجه « مجرّد معلوم » ، « مزيد معلوم » و يا « مزيد مجهول » را ممكن مىداند . « 1 » تحليل صرفى ، با تبيين معنا توأم مىشود و اين ، نشان از نزديكى دو دانش : « صرف » و « فقه اللغة » است . ملّا صالح ، حتّى از تحليل ساختارى حروف نيز غفلت نكرده است ، چنان كه « لكيما » را بررسى و تجزيه نموده است . « 2 » اشتقاق ريشه‌يابى لغات و تفسير چگونگى استخراج كلمه‌اى از كلمهء ديگر ، در درك و فهم مفهوم واژه و نيز دايرهء استعمال آن يارى مىرسانَد . شرح ملّا صالح نيز گاهى به اين اشتقاق كلماتْ توجّه داشته و آن را بررسى مىكند . مثلًا وى واژهء « اختر » را در عبارت « يا بُنىّ اختر المجالس » ، منقول از اختيار مىداند ، نه اختبار . « 3 » شرح مفردات شرح مفردات الفاظ و مدلولات آنها از لحاظ وضع ، با علم لغت شناخته مىشود و فهم واژه‌ها در تمام علوم ، سودمند است . شارح الكافى ، نكات فراوانى را مد نظر قرار داده كه به شمارى از آنها اشاره مىشود . 1 . اصل معنا ملّا صالح ، براى تبيين معانىِ لغوى ، گاهى به اصل معنا اشاره دارد . به عنوان نمونه ، به بيان معانى « ناسك » ( عابدِ زاهد ) ، « 4 » ريبة و صبر « 5 » پرداخته است .

--> ( 1 ) . شرح ملّا صالح ، ج 2 ، ص 198 . ( 2 ) . همان ، ص 78 . ( 3 ) . همان ، ص 97 . ( 4 ) . همان ، ص 74 . ( 5 ) . همان ، ج 1 ، ص 147 .