سيد محمد على ايازى
103
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
خشم آوردند ، از ايشان انتقام گرفتيم » ، فرمود : خداى - عزّ و جلّ - ، چون افسوس ما ، افسوس نخورد ؛ ليكن او ، دوستانى براى خود آفريده كه افسوس آنها را افسوس خداوند ، خشنودى آنها را خشنودى خود ، و خشم آنها را خشم خود قرار داده است ؛ زيرا ايشان را مبلّغان خود و دلالتكنندگان به سوى خود ، مقرّر داشته است و از اين جهت است كه آن مقام را دارند . معناى آيه ، آن نيست كه افسوس ، دامن خداى تعالى را مىگيرد چنان كه دامنگير مخلوق مىشود ؛ بلكه معناى آن ، چنين است كه در اين باره گفته است : هر كه به يكى از دوستان من اهانت كند ، به پيكار من آمده و مرا به مبارزه خوانده است . و فرموده است : « مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » . در پايان روايت ، حضرت ، به آياتى ديگر نيز استشهاد مىكند . باب بداء باب بداء در « كتاب توحيد » نيز يكى ديگر از ابواب مهم و پر روايت الكافى است . اين موضوع ، يكى از مسائل جنجالبرانگيز و حساس در عقايد اسلامى است كه در ميان برخى عالمان اهل سنّت ، بدفهمى ايجاد كرده است . از اين رو ، كلينى ، روايات رسيده در اين موضوع را گردآورى كرده و در آغاز باب ، روايتى را نقل مىكند كه هيچ چيزى مانند بداء پرستش نمىشود و در تعريف و توصيف بداء ، به آيات قرآن استشهاد مىشود ، از آن جمله ، امام صادق عليه السلام دربارهء آيهء : « « يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ » ؛ « 1 » و خدا آنچه را خواهد ، محو مىكند و آنچه را خواهد ، ثبت مىنمايد » ، فرمود : مگر نه اين است كه محو شود چيزى كه اثبات بوده و ثبت شود چيزى كه نبوده است .
--> ( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 41 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 202 .