الشيخ عباس القمي

681

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

آن گفتگو مدتى در ميان بود لهذا سيّد مشار اليه كتاب مذكور را تأليف نمود « 1 » . دوم : آن‌كه در كلمات محقّق داماد عبارات رشيقه و لغات غريبه غير مأنوسه بسيار است و فهميدن كلمات آن جناب هنر است ، چنان كه در يكى از مكاتيب خود براى بعضى از اجلاى علما « 2 » نوشته و من صورت آن مكتوب را نقل مىكنم فرموده : [ بسم الله الرحمن الرحيم ] عزيز من جواب است اين نه جنگ است * كلوخ انداز را پاداش سنگ است رحم اللّه امرءا عرف قدره و لم يتعدّ طوره . نهايت مرتبهء بىحيايى است كه نفوس معطّله و هويّات هيولانيّه در برابر عقول مقدّسه و جواهر قادسه به لاف گزاف و دعوى بىمعنى برخيزند . اين‌قدر شعور بايد داشت كه سخن من فهميدن هنر است ، نه با من جدال كردن و بحث نام نهادن ؛ چه معيّن است كه ادراك مراتب عاليه و بلوغ به مطالب دقيقه ، كار هر قاصر المدركى و پيشهء هر قليل البضاعتى ، نيست ، فلا محاله ، مجادلهء با من در مقامات علميّه ، از بابت قصور طبيعت خواهد بود ، نه از باب دقّت طبع . مشتى خفّاش همّت كه احساس محسوسات را عرش المعرفهء دانش پندارند و اقصى الكمال هنر شمرند . با زمرهء ملكوتيين كه مسير آفتاب تعلّقشان بر مدارات انوار عالم قدسى باشد لاف تكافو زنند و دعوى مخاصمت كنند روا نبود و درخور نيفتد ، و لكن مشاكسهء وهم با عقل و

--> ( 1 ) . گزيدهء كفاية المهتدى ، ص 44 و كفاية المهتدى ، ذيل حديث چهارم . اقول : رواياتى را كه نهى ار تصريح به نام اصلى امام زمان عليه السّلام شده مخصوص است به زمان غيبت صغرا كه عصر تقيه بوده است و اكثر علماى متأخر قائل به جواز هستند ، نيز ر . ك : اثباة الهداة ، ج 2 ، ص 470 ( 2 ) . استاد عاليقدر دانشكده الهيات دانشگاه تهران عبد اللّه نورانى - حفظه اللّه و رعاه - در مكتوبى كه براى حقير ارسال فرمودند ، مرقوم داشته‌اند كه مراد از عبارت « بعضى از اجلاى علماء » ملا عبد اللّه شوشترى است . در نامهء ملا عبد اللّه به ميرداماد آمده است : « همانا ، سخن از زبان ما مىگويى . رحم اللّه امرءا عرف قدره . بدا به حال كسى كه من أرسل إليه را از نفوس معطّله بشمارد و دعوى آرام كند . ر . ك : روضات الجنات ، ج 4 ، ص 242 ، كتابخانهء آستان قدس ، ج 2 ، ص 54 . در عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 859 گزارش عيادت ميرداماد و شيخ لطف اللّه ميسى عاملى را آورده و گويد : در روز جمعه ، بيست و چهارم شهر محرم الحرام ، اندك عارضه‌اى بر مولانا عبد اللّه شوشترى طارى گشته ، در روز شنبه ميرداماد و ميسى ، كه مدتى بود ، به جهت مباحثات علمى و مسائل اجتهادى ، فى ما بين غبار نقادى ارتفاع يافته بود ، به عيادت او رفتند . جناب مولانا با اين هر دو بزرگوار معانقه كرد و در كمال شكفتگى صحبت داشت . .