الشيخ عباس القمي
1037
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
سبحان اللّه ! اگر سؤال كنيد از من وجب به وجب زمين را ، هر آينه خبر مىدهم از آن . حكايت سيم : و نيز شيخ مرحوم فرموده : خبر داد ما را عالم كامل ، زاهد عامل ، و عارف بصير ، برادر ايمانى ، و صديق روحانى ، آقا على رضا - طاب ثراه - خلف عالم جليل حاجى ملا محمد نائينى همشيره زادهء فخر العلماء الزاهدين حاج محمد ابراهيم كلباسى رحمه اللّه كه در صفات و كمالات انسانيه از خوف و محبّت و صبر و رضا و شوق و اعراض از دنيا بىنظير بوده ، و گفت : خبر داد ما را عالم جليل آقا آخوند ملا زين العابدين سلماسى رحمه اللّه سابق الذكر ، گفت : روزى نشسته بوديم در مجلس درس آية اللّه ، سيد سند و عالم مسدد ، فخر الشيعه علّامهء طباطبائى ، بحر العلوم قدس سرّه در نجف اشرف كه داخل شد بر او به جهت زيارت عالم محقّق جناب ميرزا ابو القاسم قمى ، صاحب قوانين رحمه اللّه در آن سال كه از عجم مراجعت كرده بود به جهت زيارت ائمهء عراق عليه السّلام و طواف بيت اللّه الحرام ، پس متفرّق شدند كسانى كه در مجلس بودند و به جهت استفاده حاضر شده بودند ، و ايشان زياده از صد نفر بودند و من با سه نفر از خاصان اصحاب او ، كه در اعلا درجهء صلاح و سداد و ورع و اجتهاد بودند - مانديم . پس محقّق مذكور متوجه سيّد شد و گفت : « شما فايز شديد و دريافت نموديد مرتبهء ولادت روحانيه و جسمانيه و قرب مكان ظاهرى و باطنى را . پس چيزى به ما تصدق نماييد از آن نعمتهاى غير متناهيه كه به دست آورديد » ، پس سيد بدون تأمل فرمود كه من شب گذشته يا دو شب قبل ( و ترديد از راوى است ) در مسجد كوفه رفته بودم براى اداى نافلهء شب با عزم به رجوع در اول صبح به نجف اشرف كه امر مباحثه و مذاكره معطل نماند - و همچنين بود عادت آن مرحوم در چندين سال - پس چون از مسجد بيرون آمدم در دلم شوقى افتاد براى رفتن به مسجد سهله پس خيال خود را از آن منصرف كردم از ترس نرسيدن به نجف پيش از صبح و فوت شدن امر مباحثه در آن روز و لكن شوق پيوسته زياد مىشد و قلب ميل مىكرد پس در آن حال كه متردد بودم ناگاه بادى وزيد و غبارى برخاست و مرا به آن صوب حركت داد اندكى نگذشت كه مرا در مسجد سهله انداخت . پس داخل مسجد شدم ديدم كه خالى است از زوّار و