الشيخ عباس القمي
945
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
حتفه نطفه ، و الجازع مارن انفه بكفه - و السلام . و له أيضا : از هرچه نه از بهر تو كردم توبه * ور بىتو غمى خورم از آن غم توبه و آن نيز كه بعد از اين براى تو كنم * گر بهتر از آن توان از آن هم توبه و له رحمه اللّه : اى بىخبر اين شكل موهم هيچ است * اين دايره و سطح مجسم هيچ است خوش باش كه در نشيمن كون و فساد * وابستهء يك دمى و آن هم هيچ است بدانكه ، چنان كه بعضى گفتهاند خواجه را سه پسر مخلف شد : صدر الدين على و اصيل الدين حسن و فخر الدين احمد . بعد از خواجه صدر الدين على غالب مناصب پدر بزرگوار را حيازت كرد . چون او درگذشت اصيل الدين به جاى وى نشست و با غازان خان به شام رفت و حكومت اوقاف شام بر عهدهء وى موكول بود و چون با غازان به بغداد برگشت نيابت بغداد يافت و در آن شغل سيرتى ناستوده پيش گرفت . لاجرم معزول و مورد مصادره گرديد و اهانتها يافت و بر آن حال درگذشت . و اما فخر الدين احمد را غازان خان به قتل رسانيد . و از نسل خواجه نصير الدين جماعتى در دولت صفويه به درجات عاليه نايل شده مرجع مهام امور و مصدر حل و عقد جمهور بودهاند و ايشان در اردوباد آذربايجان سكنا داشتهاند . اشهر ايشان حاتمبيگ اردوبادى « * » است كه در سلطنت شاه عباس بزرگ لقب « اعتماد الدوله » داشت كه مرادف صدر اعظم است و اسكندربيك منشى در عالمآرا « 1 » اخبار و آثار او را مفصلا نگاشته است . و اللّه العالم .
--> ( * ) . وى پس از ميرزا لطف اللّه شيرازى در اول فروردين سال 1000 هجرى به مرتبهء وزارت رسيد و 19 سال وزير بود و در سال 1019 ق . در اروميه درگذشت . وى با عدهاى از شخصيتهاى علمى عصر خويش رابطهاى نزديك داشت ( 1 ) . عالمآراى عباسى ، تصحيح دكتر محمد اسماعيل رضوانى ، ج 3 ، ص 1598 ، 1816 . و نيز ر . ك : مقدمهء تحفهء حاتمى از شيخ بهائى ، ص 15