الشيخ عباس القمي

618

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

مناظرهء او با حمران و مؤمن طاق و قيس ماصر و هشامين ، و لكن چون اين حقير شايسته نمىدانم از براى خود نقل عثرات [ لغزش‌هاى ] علما را تا چه رسد به بزرگان و رؤسا ، لا جرم از نقل آن طىّ كشح « 1 » مىكنم و رجوع مىكنم به ترجمهء او . بدان‌كه چنان كه از بعضى از مشايخ خود شنيدم مرحوم ملا صدرا به واسطهء بعضى ابتلاآت از مقام خود مهاجرت كرد به دار الايمان قم - كه عش آل محمد و حرم اهل البيت عليهم السّلام است - و به حكم « إذا عمّت البلدان الفتن و البلايا فعليكم بقم و حواليها و نواحيها ؛ فإنّ البلايا مدفوع عنها » « 2 » التجا برد به قريه‌اى از قراى قم كه در چهار فرسخى قم واقع است موسوم به « كهك » « 3 » - به كافين عربيتين كفرس - و گاه‌گاهى كه بعضى مطالب علميه بر او مشكل مىگشته از كهك به زيارت حضرت سيدهء جليله فاطمه بنت موسى بن جعفر - سلام اللّه عليها - مشرف مىشده و از آن حرم مطهّر فيض آثار بر او افاضه مىشده . فاضل اشكورى لاهيجى در كتاب محبوب القلوب در احوال خاتم الحكماء اليونانيين ارسطو طاليس فرموده كه ، چون ارسطو در بلدهء اسطاغيرا « 4 » از دنيا رحلت كرد ، اهل آن‌جا جمع كردند استخوان‌هاى او را پس از آن‌كه پوسيده شده بود و در ظرفى از مس گذاردند و آن را دفن كردند در يك موضعى و آن مكان را مجمع خود قرار داده و در آن‌جا جمع مىشدند از براى مشورت در كارهاى بزرگ و امورات جليله و هر وقت كه بر ايشان مشكل مىشد مطلبى از فنون علم و حكمت ، قصد آن‌جا را مىنمودند و در سر قبر او نشسته و مشغول به مناظره و مباحثه مىشدند تا آن‌كه واضح مىشد بر ايشان مشكلات ايشان و چنان اعتقاد داشتند كه آمدن بر سر قبر ارسطوطاليس ، بر عقل و ذكاى ايشان مىافزايد و اذهان ايشان را پاكيزه و تلطيف مىكند « 5 » . پس هرگاه حكماى يونان اين نحو اعتقاد داشته باشند به

--> ( 1 ) . صرف نظر ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 60 ، ص 214 ( 3 ) . ر . ك : سفينة البحار ، ج 2 ، ص 17 حاشيه ( 4 ) . در فرهنگ معين ، ج 5 ، ص 121 آمده است كه ؛ ارسطو در « خالكيس » درگذشت و تولدش در « اسطاغيرا » بود ( 5 ) . محبوب القلوب ، ترجمه سيد احمد اردكانى ، ص 270