الشيخ عباس القمي

814

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

ابلهى چند گرد او گردند * تابع ذكر و ورد او گردند بر خلايق مقدّمش دارند * هرچه گويد مسلّمش دارند مقتداى زمانه خواجه فقيه * با درون خبيث و نفس سفيه حفظ كرده است چند مسأله * در پى افكنده از خران گله سينه پركينه دل پر از وسواس * كرده ضايع به گفتگو انفاس عمر خود كرده در خلاف و مرا * صرف حيض و نفاس و بيع و شرا گشته مشغول لايجوز و يجوز * مانده عاجز به كار دين چو عجوز با چنين كار و بار كرده قياس * خويشتن را كه هست اكمل ناس حدّ ايشان به مذهب عامه * حيوانى است مستوى القامة محمّد بن الحسين بن علي بن زيد بن الداعي تاج الدين أبو الفضل « 1 » سيد فاضل عظيم المرتبه رفيع القدر صاحب همت عاليه . در مبدأ امر اشتغال به وعظ و تذكير مردم داشت . سلطان الجايتو محمد را به او اعتقاد تمامى بود لاجرم نقابت نقباى تمام ممالك را از عراق و رى و خراسان و فارس و ساير ممالك به وى تفويض نمود . وزير او رشيد الدين طبيب با سيد عداوت ورزيد به شرحى كه در عمدة الطالب نگاشته شده تا بالأخره كار به جايى رسيد كه وزير امر كرد كه سيد تاج الدين را با دو پسرش شمس الدين حسين و شرف الدين على شهيد كنند . پس آن بزرگوار را با پسرانش بردند كنار دجله ، اول پسرانش را در مقابل رويش به قتل رسانيدند آن‌گاه سيد را شهيد كردند . و عوام بغداد و حنابله اظهار تشفّى مىكردند به قتل سيد و بدن او را قطعه‌قطعه كردند و گوشت او را بخوردند و موهاى او را كندند و هر طاقه از موى محاسن او را به دينارى فروختند و اين در ذى قعدهء سنهء 711 بوده و طالب تفصيل رجوع كند به عمدة الطالب « 2 » .

--> ( 1 ) . دربارهء ترجمه علّامه شهيد سيد تاج الدين مهرآوى ر . ك : شهداء الفضيله ، ص 67 ؛ رياض العلماء ، بخش مخطوط ؛ تاريخ گزيده ؛ مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 518 ؛ عمدة الطالب ، ص 307 ؛ خاتمهء مستدرك ، ج 2 ، ص 265 ( 2 ) . عمدة الطالب ، ص 341