الشيخ عباس القمي
812
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
سرگرم به حكمت يونانى * دلسرد ز حكمت ايمانى در علم رسوم چو دل بستى * بر اوجت اگر ببرد ، پستى يك در نگشود ز مفتاحش * اشكال افزود ز ايضاحش ز مقاصد آن ، مقصد ناياب * ز مطالع آن ، طالع در خواب راهى ننمود اشاراتش * دل شاد نشد ز بشاراتش محصول نداد محصّل آن * اجمال افزود مفصّل آن تا كى ز شفاش ، شفا طلبى ؟ ! * وز كاسهء زهر ، دوا طلبى ؟ « 1 » تا چند چو نكبتيان مانى * بر سفرهء چركن يونانى تا كى به هزار شعف ليسى ؟ * ته ماندهء كاسهء ابليسى ؟ سؤر المؤمن « 2 » ، فرمود ، نبى * از سؤر ارسطو چه مىطلبى ؟ سؤر آن جو كه در عرصات * ز شفاعت او يا بى درجات در راه طريقت او رو كن * با نان شريعت او خو كن كان راه در او نه ريب و شك است * و آن نان نه شور و نه بىنمك است تا چند ز فلسفه مىلافى * وين يابس و رطب به هم بافى ؟ رسوا كردت ما بين بشر * برهان ثبوت « عقول عشر » در كف ننهاده ، به جز بادت * برهان « تناهى ابعادت » زآن فكر كه شد به هيولى صرف * صورت نگرفت از آن يك حرف تصديق چگونه به اين بتوان * كاندر ظلمت ، برود الوان علمى كه مطالب آن اين است * ميدان فريب شياطين است تا چند دو اسبه پىاش تازى ؟ * تا كى به مطالعهاش نازى ؟ اين علم دنى كه تو را جان است * فضلات فضايل يونان است خود كو تا چند چو خرمگسان * نازى به سر فضلات كسان !
--> ( 1 ) . در اين ابيات از پارهاى از كتابهاى فلسفه ياد شده بود ( 2 ) . در سفينة البحار ، ج 1 ، ص 584 مادهء سأر : « سؤر المؤمن شفاء من سبعين داء » است