الشيخ عباس القمي

782

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

فلك ارشاد و مركز دايرهء رشاد بود . صيت بزرگى و جلالت او را گوش فلك شنيده و آوازه فضل و بلاغت او به ايوان فلك رسيده ، اشعار دل‌پذيرش دست تصرف از دامن فصاحت آرايى در شاخ بلند سحرآزمايى زده و پاى ترقى از حضيض بلاغت‌گسترى بر ذروهء شاهق معجزه‌پرورى نهاده . پايهء فضل و كمال و معالى و افضال او از آن گذشته كه زبان ثنا و بيان مدحت از كنه رفعت آن عبارت تواند كرد چه ظاهر است كه چون جمال به غايت رسد دست مشاطه بيكار ماند و چون بزرگى به حد كمال كشد بازار وصافان شكسته گردد . ز روى خوب تو مشاطه دست باز كشيد * كه شرم داشت كه خورشيد را بيارايد « 1 » - انتهى . مصنّفات آن بزرگوار در نهايت جودت و امتياز است از جمله : خصائص الائمه و ديگر كتاب نهج البلاغه است كه در اجازات از آن به « اخ القرآن » تعبير مىكنند چنان كه از صحيفه سجاديه به « اخت القرآن » و شروح بسيار بر آن شده . و هم از مصنّفات آن جناب است : حقائق التنزيل ، و مجاز القرآن و المجازات النبوية « 2 » و كتاب سيرة والده الطاهر ، و ديوان شعر ، و كتاب شعر ابن الحجاج موسوم بالحسن من شعر الحسين ، و كتاب اخبار قضاة بغداد و غير ذلك . و حق تعالى در چهارده سال قبل كه ساكن ارض مقدسه غرى بودم يك نسخهء ناقصى از مجازات النبوية روزى اين احقر فرمود چون خدمت شيخ اجل خود محدّث اعظم نورى رسيدم و آن نسخه را مشاهده فرمود طالب آن گرديد من آن را تقديم كردم به جناب ايشان و ديگر ظفر نيافتم به نسخه‌اى از آن ، تا آن‌كه در چند سال

--> امور ايشان را كفالت نمايد و انساب ايشان را حفظ كند از اين‌كه كسى از آن سلسله خارج شود و يا خارجى در آن جرگه داخل آيد گويند اول كسى كه نقيب تعيين نمود و به آب ، آن طريق را مفتوح ساخت و براى رياست آن سلسلهء شريفه ، نقيبى بر فرار ساخت معتضد باللّه عباسى بود و سبب آن ، خوابى است كه از وى نقل نمايند و آن خواب را ابن اثير در كامل در حوادث سنه 282 ( دويست و هشتاد و دو ) آورده است . ( على ابن المؤلف ) ( 1 ) . مجالس المؤمنين ، ج 1 ، ص 503 - 504 ( 2 ) . اين كتاب با تصحيح آقاى مهدى هوشمند ، در دار الحديث قم به چاپ رسيده است