محمد مهدى فقيه بحر العلوم
73
مزارات فرزندان بلا فصل ائمه ( ع ) در عراق ( فارسى )
اما درباره روايتى كه در اثبات شيعه بودن زيد ، وجود دارد ، فرزند او ، جعفر ، از پدرش زيد ، او هم از امام كاظم ( ع ) و ايشان هم از پدرانش ( عليهم السلام ) ، چنين نقل مىكند : روزى « اماسلم » به خدمت پيامبر اسلام ( ص ) رفت كه در منزل « امسلمه » بود . آنگاه پرسيد : رسول خدا ( ص ) كجاست ؟ » امسلمه گفت : « براى كارى ، بيرون رفته است و بهزودى بازمىگردد » . او ، منتظر رسول خدا ماند ؛ تا آن حضرت آمد . « اماسلم » پرسيد : « پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا ! من كتابهايى را خواندهام و پيامبران و وصّى آنها را مىشناسم ؛ حضرت موسى در حيات خود ، وصى ( هارون ) و بعد از خود نيز ، وصّى ( يوشع ) داشت . همچنين حضرت عيسى . اى رسول خدا ! وصى تو كيست ؟ » حضرت فرمود : « اى ام اسلم ! وصى من ، در حيات و پس از وفات من ، يكى است . اى اماسلم ! اگر كسى مثل اين كار مرا انجام داد ، او وصى من است . حضرت دستش را به سنگريزهاى زد و آن را ماليد تا همانند آرد شد . آنگاه خميرش كرد و با خاتمش آن را مهر كرد . سپس فرمود : اى ام اسلم ! هركسى اين كار مرا انجام داد ، او وصى من است » . ام اسلم مىگويد : « از نزد رسول خدا ( ص ) خارج شدم و به محضر اميرمؤمنان على ( ع ) رسيدم . از او پرسيدم : « پدر و مادرم فداى تو ! آيا تو وصى پيامبر ( ص ) هستى » . حضرت فرمود : « آرى » . آنگاه ايشان همانند كار رسول خدا ( ص ) را انجام داد . سپس نزد حسن و حسين ( عليهما السلام ) آمدم . آن دو نيز همانند كار رسول خدا ( ص ) انجام دادند و ام اسلم زندگى طولانى كرد تا « زينالعابدين ( ع ) » را ملاقات نمود . او نيز همانند كار رسول خدا و على و حسن و حسين : را انجام داد . « 1 »
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 355 ؛ بحار الانوار ، ج 81 ، ص 112 و ج 41 ، ص 105 .