محمد مهدى فقيه بحر العلوم

51

مزارات فرزندان بلا فصل ائمه ( ع ) در عراق ( فارسى )

حكيمه خاتون ، افزون‌بر آنكه خود ، سفير امام بود ، همان‌گونه كه گفتيم ، مردم را به سفير بزرگوار ديگرى نيز راهنمايى مىكرد . « احمد بن ابراهيم » مىگويد : در مدينه ، بر حكيمه دختر امام جواد ( ع ) و خواهر امام هادى ( ع ) ، در سال 262 ه - . ق وارد شدم و از پشت پرده ، با وى سخن گفتم و از دينش پرسيدم . امام را نام برد و گفت : « فلان بن الحسن و نام وى را بر زبان ، جارى ساخت » . گفتم : « فداى شما شوم ! آيا او را مشاهده كرده‌اى يا خبر او را شنيده‌اى ؟ » گفت : « خبر او را از ابومحمد شنيده‌ام « 1 » و آن را براى مادرش ، نوشته بود » گفتم : « آن مولود كجاست ؟ » گفت : « مستور است » . گفتم : « پس شيعه به چه كسى مراجعه كند ؟ » گفت : « به جدّه او ، مادر ابومحمد » . گفتم : « آيا به كسى اقتدا كنم كه به زنى وصيت كرده است ؟ » گفت : « به حسين بن على بن ابىطالب اقتدا كرده است ؛ زيرا حسين ( ع ) در ظاهر ، به خواهرش زينب ، وصيت كرد و دستورهاى على بن حسين ( ع ) ، به سبب حفظ جانش ، به زينب ، نسبت داده مىشد » . سپس گفت : « شما اهل اخباريد . آيا براى شما ، روايت نشده است كه نهمين از فرزندان حسين ( ع ) ، ميراثش در دوران حياتش ، تقسيم مىشود ؟ » « 2 » رحلت درباره تاريخ وفات ايشان ، بعضى از بزرگان فرموده‌اند كه تاريخ آن ، براى ما معلوم نشده است . « 3 » ولى بعضى ، بدون ذكر مدرك ، سال 274 ه - . ق را تاريخ

--> ( 1 ) . از اين روايت برمىآيد كه جو و اوضاع ، بسيار دشوار بوده است ؛ به‌حدى كه حكيمه از نام بردن صريح امام ، خوددارى مىورزد و به گفتن فلان ، قناعت مىنمايد و حتى ديدارهاى پياپى خويش را نيز بازگو نمىكند . ( 2 ) . كمال الدين ، ج 2 ، صص 266 و 267 ؛ بحارالانوار ، ج 51 ، ص 364 . ( 3 ) . اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 217 .