الشيخ رحيم القاسمي

56

فيض نجف ( فارسى )

اجزاى دربار ظلّ السلطان تماماً جزء ارادتمندان بودند ، و زبان موعظه‌اش چون بدون آلايش بود در نفوس سقيمه تأثيراتى مىبخشيد ، و مطالب را به طورى كه قريب به فهم مردم بود ادا مىساخت ، و در مجالس درس بسيارى از مراتب اخلاقى را به شاگردان خود تعليم مىفرمود ، و از قصص علما و اوليا و زهاّد راجع به زهد و تقوا بيان مىكرد ، و در حقيقت مجلس درس او چون محفل مسيح و حواريون بود كه از كلمات خدايى و ذكر آغاز و انجام خالى نبود . مراتب عرفان و طريقت و سير و سلوك خود را مخفى مىداشت . از مطالب عرفانى و حكمت از براى كسانى كه ظرفيت نداشتند و جمود به فقاهت و قدس ظاهرى داشتند بيان نمىفرمود ، و در حوزه اصحاب حال و حلقه ارباب وجد ، بيانات عرفانيش دل‌ها را به جوش و ناله‌ها را به خروش آورده و از هوشيارى به عالم صحو مىرفتند . به مستحبّات خصوص نماز شب در مدّت عمر دمى فرو نگذاشت ، و حال خود را از زمانى كه در سلك طلبه‌هاى بىبضاعت بود تا زمانى كه حجةالاسلامش خواندند تغيير نداد ، و هميشه به يك روال عالم زهد و درويشى روزگار خويش بگذرانيد . مرحوم شيخ محمد كاشى از جمله اشخاصى بود كه به مقام قدس او عقيده‌مند بود . در صورتى [ كه ] با آن دقّت نظر كه آخوند داشت به كمتر كسى عقيده قدس و تقوا پيدا مىكرد ، و از اين روى او را وصى بعد از وفات خويش قرار داد . و از جمله امورى كه استقامت او را در امر دين و زهد در نظر ارباب بصيرت مسلم گردانيد زمان رياست خوانين الوار بود . در زمان مشروطيت كه به دست ايل بختيارى تهران فتح شد ، و مستبدّين مقهور شدند ، رياست عمومى كشور با سرداران و خوانين بختيارى بود ، به خصوص اصفهان و يزد و كرمان و عراق و خوزستان ، و اراده اى فوق اراده آنها در كشور نبود . هر كس به هر عنوانى مىخواست رابطه با يك نفر پست‌ترين از بختيارىها پيدا كند ، و هر كس رابطه با آنها را سرمايه زندگانى و رياست و جلب منافع خود قرار داده ، و به انواع و اقسام از رابطه با آنها استفاده