الشيخ رحيم القاسمي
159
فيض نجف ( فارسى )
ادامه يافت ، چنان كه گفتى هيچ اتفاقى نيفتاده است . البته بعد از ختم درس آقا رفت كه به وظايفش عمل كند . و نيز استاد همائى مىفرمود : آقا ، هر چهارشنبه طرف عصر راهى ده ( درچه ) مىشد و عصر جمعه مراجعت مىنمود ، در بهار و تابستان و پائيز و زمستان با نظم و انضباطى حساب راه و رسيدن به مدرسه نيمآورد ( محل اقامتش ) را داشت كه پاشنه عصا را در لحظهاى بر مدخل سنگ مدرسه مىكوبيد و مىگفت : « لا حول ولا قوّة إلا بالله » كه درست ، بدون دقيقهاى كم و زياد ساعت چهار بعد از ظهر را نشان مىداد . « 1 » مرحوم ميرزا حسن خان جابرى مىنويسد : « آن بزرگ عالم متورّع غيور مدرّس فقيه اصولى . . . سال هاى دراز در مدرسه نيمآورد به تدريس پرداخته و طلابى از طهران و ديگر بلدان به استفاده محضرش آمده ؛ معاشش را در هفته به چند دانه نان كه خود از درچه آورده گذرانده . ولادتش در يك هزار و دويست و شصت و چهار و تحصيلش ابتدا در اصفهان خدمت دو حجة الإسلام : آقا ميرزا ابوالمعالى كلباسى و آقا ميرزا محمد حسن نجفى ، و در نجف به محضر حجة الاسلام ميرزاى رشتى و آقا سيد محمد حسين ترك ، و اجازاتش از آن دو بزرگ ، و يك هزار و سيصد و سه به اسپهان بازگشت . اصول دين را از توحيد تا معاد به اجتهاد تدريس [ مى كرد ] . سى و هشت سال به افاضت و رياضت به يك منوال ، و هيچ گاه وقت درس را دقيقهاى تأخير و تعطيل روا نداشته ، حتّى در دمى كه خبر فوت كسانش را به حضرتش انهاء داشته مشغول بوده ، قناعتش به نانى و نان خورش مختصرى اكتفا كرده ، و تصنيفاتش حاشيه بر متاجر مرحومين حجّتين آقاى بهبهانى و شيخ انصارى و بر مناسك و فرائد ؛ جز دوره اصولى كه خود آن بزرگ نگاشته . رحلتش جمعه 28 ربيع الثانى 1342 در خزانه آب غرق شدند . بيش از يك هفته در
--> ( 1 ) . دولت ديدار ص 271 - 270 .