الشيخ رحيم القاسمي

290

فيض نجف ( فارسى )

ايشان فرود آمده اند ، چنانچه در روايت آورده شده است . پس من به خيمه سيد انام ابى عبدالله عليه السلام داخل شده ، سلام عرض كردم . پس حضرت مرا نزد خود خواند و نزديك نشانيد ، و به حبيب بن مظاهر فرمود كه فلان كس - رو به من اشاره فرمود - مهمان ماست . اما آب كه چيزى از آن نزد ما پيدا نمى شود ، ولى آرد و روغن داريم ؛ برخيز از براى او طعامى تهيه كن . حبيب برخاست و چيزى از آن درست كرده ، پيش من آورد ، و قاشقى نيز با او بود . پس من چند لقمه كوچكى از آن خوردم ، و از خواب بيدار شدم . و از بركت آن غذا ، به پاره اى از دقايق و اشارات اخبار مصائب و لطائف و كنايات آثار اطائب واقف شدم كه كسى بر من سبقت نگرفته بود ، و هر روز در تزايد بود ، تا در ماه مبارك رمضان در مقام موعظه و بيان ، به غايت مرام نايل شدم . صاحب « دار السلام » پس از نقل اين كرامت مى گويد : امر او در آنچه ذكر فرموده اعظم از آن است كه موصوف شده ، و مقامش در اين مضمار اعلى از آن است كه معروف گردد ، و در اين سال كه آن جناب به نجف اشرف مهاجرت فرمود - به جهت آنچه ديد از شيوع و كثرت منكرات و ظلم در بلاد اهواز و قادر نشد بر رفع آنها - جلّ فضلاء به حضرتش اجتماع ، و اعاظم علماء از انوار تحقيقات وى اقتباس كردند ، و در ماه مبارك رمضان و يوم عاشوراء و روز پنجشنبه و جمعه ، در پاى منبر او محفلى برپا مى شد كه سكّان ملأ اعلى غبطه مى نمودند . « ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء » . مؤلف « علماى معاصرين » پس از نقل آنچه گذشت مى نويسد : « أستادى الأعظم واستنادى الأفخم مرحوم حاج ميرزا اسد الله مجتهد تبريزى فرمودند كه اثر انفاس قدسيه و تأثير اندرز و موعظه مرحوم آقاى حاج شيخ جعفر شوشترى به نحوى بود كه علماء و مجتهدين و مستمعين ، مثل مجلس روضه گريه و ناله مى كردند » . « 1 »

--> ( 1 ) . علماى معاصرين ، چاپ سنگى