الشيخ رحيم القاسمي

196

فيض نجف ( فارسى )

بينايى يك چشم سالم را داشت ، و با اين حال وى را تأليفات عديده در فقه و اصول هست و از معاصرين خود در اين علم به مرّات برترى داشت . مير شمس الدين حكيم الهى « 1 » مىگفت : صاحب « شرح لمعه » اگر در زمان وى بود اعتراف مىكرد كه « شرح لمعه » را كه خود گفته مثل او نمىتواند تدريس كند . . . مدرس وى در خانه شخصى كه در محلّه مسجد حكيم در كوچه معروف به سينه سنگى واقع است بود و در مسجد ذوالفقار بازار امامت مىكرد . « 2 » آخوند گزى مى نويسد : « مجتهدى مسلّم بوده ومقلّد بسيار داشت ، و امام جماعت مسجد ذوالفقار ، وبسيار پير شده بود ، و از اول تا آخر تحصيل گوشه نشين و مشغول به نوشتن كتاب فقه واصول وغيرهما ودرس گفتن بوده ، و خيلى زحمت در علم كشيده . كتاب هاى بسيار نوشته : « جامع السعادة » رساله عمليه فارسى كه خيلى فايده ها دارد ، « رضوان الآملين » حاشيه بر قوانين ، « أنوار الرياض » حاشيه بر شرح كبير ، « جنة المأوى » كه منظومه فقه است ، صد هزار شعر ، « عروة الوثقى » فقه استدلالى ، « غاية القصوى » در اصول ، مفصّل ، « انيس المتّقين » در گناهان كبيره ، خيلى جمع كرده ، منظومه عربى در مصيبت ، چند قطعه اى ، و غير ذلك . وفات او در سنه 1287 بوده ، و آنچه در بالاى قبر نوشته اشتباه شده ، ايام گرانى كه خيلى اصفهان سخت شد و گندم بلكه ارزن

--> ( 1 ) . ميرزا شمس الدين حكيم الهى ، فرزند ميرزا جعفر حكيم الهى ، خلف ميرزا حسنعلى لواسانى ، از دانشمندان بزرگ و حكماى متبحر زمان خود بود . او پس از تحصيل علوم نقليه و فراگيرى مختصرى از علوم فلسفى ، براى تكميل آن به سبزوار رفت و مدتى نزد جناب حاج ملا هادى سبزوارى تلمذ نمود . سپس به تهران مراجعت نمود و در آنجا مشغول تدريس گرديد . در عقيده فلسفى روش اشراق را داشت و با آقا محمد رضا قمشه اى آشنايى و دوستى داشت . وى در شب دو شنبه 14 ماه رمضان 1336 ق در سن 83 سالگى از دنيا رفت و در صفائيه نزديك چشمه على جنب حضرت عبد العظيم مدفون گرديد . ر . ك : نابغه علم و عرفان ص 527 . ( 2 ) . مدينة الادب ج 3 ص 247 .