جعفر رحمن زاده صوفيانى

54

عربى سرايان آذرى زبان ( فارسى )

كفر و حسد اصلى در سينه‌شان مكمون * دردا كه پس از احمد ، شيران عقب افتادند روبه صفتان گشتند ، فَعَّال لِمَا شَاؤُون * اين طرفه حكايت بين ، بلبل به قفس خون‌دل زاغ و زَغَن صحرا با عيش و طرب مقرون * اندر لب جوى آب ، آزاد ضفادع بين يونس برود در بحر ، در قعر شود مسكون * گرديد بلند آتش از درگه آن شاهى كش خادم درگاهش بودند كروبيون * افسوس كه بنهادند پا در حرمى بىاذن بود از حرم كعبه در رتبه هزار افزون * با پير خرد كردم اين مسئله را مطرح بالاخره جوابم داد بعد از جدل افزون * كاى خادم درگاهش ! دم دركش از اين اسرار جَفَّ القَلَمُ التَقدير ، فِيمَا حَدَثَ فِي الكَون * دارد هوس رويت ، اين خادم زنجانى كآيى سر بالينش آن دم كه شود مدفون