سيد محمد عارف موسوى نژاد

7

سى و پنج عالم ( از عالمان تأثيرگذار افغانستان در سده اخير ) ( فارسى )

مقدمه اواخر شهريور ماه سال 1393 ش ، بود كه به مجمع ذخاير اسلامى رفتم و فراخوان سرفصل‌هاى مقالات اولين همايش بين المللى ميراث مشترك ايران و عراق را ديدم ، مطالب را از نظر مىگذراندم كه حضرت حجت‌الاسلام والمسلمين سيد صادق حسينى اشكورى ، مرا به دفترش فرا خواند ، و بعد از توضيحاتى راجع به همايش ، فرمودند كه براى شما پيشنهادى دارم ، اگر وقت داريد براى اين همايش كتابى در موضوع « عالمان تأثير گذار افغانستان بر ايران و عراق » تأليف كنيد . فرصتى خواستم تا در اين زمينه فكرى نمايم ، پس از دو روز به ايشان خبر دادم كه اين كار را انجام مىدهم . اين كار به دلايلى سخت مىنمود . يكى اينكه نگارندهء اين سطور در اين زمينه ، كارى انجام نداده بودم . دليل دوم اينكه راجع به افغانستان منبع اندك است و مشاهير و بزرگان اين مرز و بوم ناشناخته مانده‌اند . سوم اينكه زمان كافى براى اين كار در اختيار نبود و بنده در مدت 3 ماه بايد كار نهايى را تحويل ايشان مىدادم ، درحالى كه مناسبت‌هاى ماه‌هاى محرم و صفر را نيز در پيش رو داشتيم . بنابراين ، در ابتداى مهرماه سال جارى ، دست به كار شدم . ابتدا تصميم بر اين بود كه صد تن از عالمان و بزرگان افغانستان در اين اثر معرفى شوند . و سعى هم بر اين بود كه افرادى كه تا كنون در جايى معرفى نشده و گمنام مانده اند ، شناسانده شوند . ليستى از افراد آماده شد ( گرچه در مدت زمان انجام كار ، پنج بار اين فهرست عوض شد ) و فرمى هم در قالب خاصى تهيه گرديد . با بعضى از افراد تماس برقرار شد ، عده‌اى موافقت كردند و عده‌اى هم علاقه نشان ندادند . سفرى هم در اين خصوص به مشهد مقدس انجام شد كه البته اين سفر بسيار براى نگارنده پربار بود . قرار بر اين بود كه تا 15 عقرب ( آبان ) زندگىنامه‌ها به دستم برسد . درعين حال با افرادى كه صحبت شده بود ، براى ياد آورى تماس هم برقرار شد . اما متأسفانه تا اين تاريخ جز چند مورد چيزى به دستم نرسيد . وقتى با افراد براى سومين و چندمين بار تماس گرفتم ، با بهانه‌هاى مختلف جواب رد شنيدم ، اين اتفاقات ، مراحل انجام كار را بسيار سخت كرد . لذا تصميم گرفتم از منابع موجود در زمان باقى مانده ، مطالبى را جمع آورى نمايم . وقتى كار به اينجا ختم شد ، تصميم گرفتم از ميان صد نفر ، پنجاه نفر معرفى شوند . اما با گرفتاريهايى كه در مدت باقى مانده برايم پيش آمد ، عملًا معرفى پنجاه نفر هم برايم غير ممكن شد . در نتيجه به تعداد سى و پنج نفر بسنده شد تا كار در موعد مقرر براى چاپ