سيد محمد عارف موسوى نژاد
27
سى و پنج عالم ( از عالمان تأثيرگذار افغانستان در سده اخير ) ( فارسى )
كمونيستها است ، مردم نمى فهميدند كمونيست چيست و كيست ؟ مىگفتم اينها ضد دين و بى دين و خطرناك اند ، مدتها درگير اين مسائل با مردم بوديم كه به خاطر شعارهايى مانند اصلاحات اراضى جذب حكومت نشوند ، در اثر شعارهاى عوام فريبانهاى كه مىدادند ، كمكم حكومت جديد دستگيرى علما و روحانيون را شروع كردند و مردم با خبر شدند و كمكم سخنان مرا پذيرفتند و به اين نتيجه رسيدند كه اين كودتا پديدهء خطرناك و ضد دين بوده است » . ايشان مىگويد كه : « من شب و روز غصه مىخوردم و احساس تنهايى مىكردم ، چون سطح فكرى مردم خيلى پايين بود و اين مسائل را درك نمىكردند . آخوندهاى مناطق ما همه فرار كرده و منطقه را ترك كرده بودند ، يك سفرى به منطقهء جاغورى انجام دادم تا كارى انجام دهيم ، اما روحانيت جاغورى هم همه فرار كرده بودند ، برگشتم به منطقه خدمت آقاى سعيدى تمكى رفتم و با وى صحبت كردم ، ايشان هم موافق بود كه بايد كارى بشود ، بحمداللّه جرقهء انقلاب زده شد و از صفحات شمال كمكم رسيد به مناطق ما و جاغورى فتح شد و در قره باغ كميتهء انقلابى تشكيل داديم و من مدتها عضو آن كميته بودم » . در اين زمان است كه پاى احزاب و سازمانهاى سياسى به منطقه باز مىشود ، كمكم درگيرىها ميان احزاب شروع مىشود ، تلاش هاى ايشان و ديگران براى بر طرف كردن اين سوءتفاهمات مؤثر واقع نشده و ايشان وقتى آنجا را براى ماندن مناسب نمىبيند ، هجرت به ايران را بر مىگزيند . باز گشت مجدد به ايران و ادامهء تحصيل در حوزهء علميهء قم حضرت حجتالاسلام والمسلمين سيد محمدعلى احمدى وقتى مىبيند اوضاع و شرايط آنگونه كه بايد به درستى و مطابق آن تصورى كه ايشان از جهاد اسلامى داشتند پيش نمىرود ، تصميم مىگيرد كشور را ترك كرده و به جمهورى اسلامى ايران برود . ايشان براى دومين بار درسال 61 وارد ايران شده و از آنجا به پاكستان