حسين حلبيان
29
جستارهايى فقهى و اصول با نگرشى بر آراء فقهاى ايران و عراق ( فارسى )
بهگونهاى كه در نزد او مانند خوراك ( قوت ) است ، چه اين كه دود اشدّ از غبار است . عبارت ايشان چنين است : « ثالثها : وصول الغبار الغليظ إلى الجوف ، بإيصاله إليه ، أو بفعل باعث عليه ، منه أو من غيره من غير فرق بين غبار التراب والدقيق والنورة ونحوها ؛ دون ما يوصله الهواء من دون قصد . ودون الخفيف منه . ودون الدخان إلّا لمن اعتاده ، وتلذّذ به ، فقام عنده مقام القوت ، فإنّه أشدّ من الغبار . ودون البخار ، إلّا مع الغلبة والإستدامة فإنه إذا فقد الماء قد يقوم هذا مقامه ، والأحوط تجنّب الغليظ منهما مطلقاً » . « 1 » و صاحب هداية المسترشدين در توضيح رأى جناب كاشفالغطاء بيان مىدارند : « أفقه المتأخرين ، شيخ محمّدجعفر طاب مرقده دخان غليظ را به غبار غليظ ملحق نمىدانستند ، و ليكن در كشيدن غليان تفصيل مىدادند : [ 1 ] ما بين كسانى كه كشيدن قليان در مزاج ايشان باعث تقويت شود - چنانچه در جمعى از معتادين به قليان مشاهده مىشود كه به مجرّد كشيدن آن ايشان را قوّت و نشاطى حاصل مىشود كه در صرف غذا حاصل نمىشود ، و اهتمام ايشان به قليان وقت افطار بيشتر از أكل و شرب است . [ 2 ] و كسانى كه بر اين نحو نباشند ، و از كشيدن قليان ايشان را قوّت و نشاطى حاصل نشود چنانچه در جمعى ديگر ملاحظه مىشود ؛ پس در قسم اول منع از كشيدن قليان در حال روزه مىفرمودند به خلاف ثانى . و مستند به آن بودند كه : منع از أكل و شرب در روزه ، به جهت ضعيف نمودن قوهى حيوانيه است - چنانچه از بعضى روايات مستفاد مىشود - و هرگاه مزاج چنان باشد كه تقويت آن به غليان ، مثل غذا بيش از اين باشد ، حكم در آن مزاج ،
--> ( 1 ) . جعفر نجفى ، كشف الغطاء ، ج 4 ، ص 32 .