حسين حلبيان

21

جستارهايى فقهى و اصول با نگرشى بر آراء فقهاى ايران و عراق ( فارسى )

كرد . « 1 » همچنين جناب تنكابنى درباره‌ى استاد خودش جناب آقا سيد ابراهيم موسوى قزوينى صاحب ضوابط الاصول مىنويسد : در كتاب صوم از « دلائل الأحكام » نوشته است كه در ابطال دخان صوم را دو وجه است اظهر اين كه - و در حاشيه منه نوشته است كه - دخان مبطل صوم نيست و مؤلف چون كتاب صوم و دلائل استاد را استنساخ مىنمودم و به اين مقام رسيدم خدمت آن جناب اعلى الله مقامه مشرف شدم و عرض كردم كه شما كشيدن قليان را مفطر صوم نمىدانيد . آن جناب فرمود كه من چنين فتوا نداده‌ام . عرض كردم كه : اگرچه در كتاب « دلايل » در مفطر بودن دخان صوم را توقف فرموده‌ايد ليكن در حاشيه‌ى منه نوشته‌ايد كه اظهر عدم مفطر بودن دخان است . آن جناب فرمود كه : مقتضاى دليل را نوشته‌ام ليكن فتواى به آن نداده‌ام و راضى بر آن نيستم كه كسى اين فتوا را نسبت به من دهد . « 2 » خود جناب تنكابنى هم بر اين عقيده‌اند كه : مفطر نبودن دخان ، صوم را فتواى شيخ حسن بن شيخ جعفر نجفى و صاحب مدارك و جمعى ديگر است و قاعده نيز اقتضاء عدم افطار مىكند و تمسك به اولويت خالى از صعوبت نيست ، ليكن فتوا دادن و علانيه كشيدن خلاف طريقه‌ى فقهاء است . « 3 » كه شايد مراد ايشان از اولويت ، اولويت مفطر بودن دود نسبت به غبار باشد . به هر حال در زمان فتح‌على شاه اين مسأله به‌گونه‌اى در جامعه مطرح شده كه نيازمند پاسخ بوده . در اين باره مرحوم حاجى كلباسى قائل به عدم جواز بوده در حالى كه جناب صاحب هدايه نظرى متفاوت داشته است . و البته اين اختلاف

--> ( 1 ) . ر . ك : محمد تنكابنى ، قصص العلماء ، ص 139 . ( 2 ) . همان ، ص 10 . ( 3 ) . همان ، ص 139 .