مجموعة مؤلفين
93
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
صادق وبله « 1 » به نظر مىآيد ، ولى خدا رحم كند ، خيلى زرنگ است ، خدا حفظ نمايد او را و از چشم مردم نگاه دارد . [ وارد شدن به داخل ضريح امام حسين ( ع ) ] روز دو شنبه يازدهم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، دو ساعت به صبح مانده خوابى ديدم هولناك ، « 2 » از خواب پريدم ، ديگر خوابم نبرد ، وضو ساخته قهوه خانه رفتم يك فنجان چاى در كمال اوقات تلخى خوردم ، بعد حرم مشرف شدم ، زيارت كرده به حضرت عباس مشرف شدم ، مراجعت نموده ، حرم سيد الشهداء آمدم نماز جماعت كرده ، زيارت نمودم منزل آمدم . آقا سيد على آمد [ 60 ] قدرى صحبت داشتيم ، ناهار حضرات خوردند ، من از كثرت اوقات تلخى نتوانستم ناهار بخورم ، نخوردم . بعد از ناهار ، آقا سيد على رفت . من روزنامه نوشتم با صورت خواب ديشب را ، بعد حرم مشرف شدم ، مراجعت كرده ، چاى صرف شد . تلگراف طهران به جهت ميرزا مهدى خان آمد و صد تومان حواله داده بودند ، قرار شد با آقا سيد احمد بروند پول را بگيرند قرض اسدالله بيگ و محمد كاظم خان سرتيپ را بدهند ولى از تلگراف مخلص ، كه به طهران كردم و پول خواستم جوابى نرسيده ، از دل برود هر آنكه از ديده برفت . بارى ، عصرى حرم مشرف شديم تا مغرب ، نماز جماعت خوانده به حرم حضرت عباس مشرف شدم بعد به منزل آمديم ، آقا سيد احمد هم آمد ، شام پلو و خرما داشتيم . بعد آقا سيد على ما را خواست به حرم ، بعد از خلوت شدن حرم توى ضريح ما را برد و يك قران از توى ضريح پيدا نموده به من داد ، چراغ روشن نموديم ، زيارت و استدعا نموده بيرون آمديم ، آمديم به منزل ، قليان كشيده ساعت هفت خوابيديم . [ نان خوب كربلا ] روز سه شنبه دوازدهم [ صفر ] : [ در ] كربلا ، صبح حرم مشرف شديم ، يعنى بعد از [ 62 ] خوردن چاى در قهوه خانه ، دو ساعت به صبح مانده حرم مشرف شدم زيارت كرده به حرم
--> ( 1 ) . ابله ، كم خرد ( 2 ) . اصل : خولناك