مجموعة مؤلفين
57
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
مزخرف را نسبت به مردم كه جاى پدر او هستند مىزنند ، اين ها همه از بى تربيتى و وحشيگرى است همه كس ما را مىشناسد . [ باران شديد كرمانشاه و زمين گير شدن زوار ] روز سه شنبه 29 [ ذى الحجه ] : سلخ « 1 » ندارد . از سر شب الى مغرب باران بسيار شديدى مىآمد كه نمىشد حركت كرد . كاغذ به جهت طهران نوشتم و به كربلايى اسماعيل دادم چاپار « 2 » خانه داد . مكارى قبول رفتن راه پشت كوه را نكرد ، قرار شد هرچه زوار مىكنند ما هم بنمائيم . جواب تلگراف زوار هنوز نيامده ، باران امان نمىدهد به كسى ، سه شبانه روز است كه باران مى بارد . ناهار اشكنه « 3 » داشتيم صرف شد و شام آبگوشت به ، داريم . قدرى بعد از ناهار خوابيدم ، بيدار شده نماز خواندم ، چاى صرف شد ، تا شام جايى نرفتم . حضرات ، هيچكدام ميل به رفتن ما ندارند . ميرزا حسين قهر است و ميرزا جهانبخش مثل زن ريش دار در كنج بالاخانه نشسته اند . اگر عالم را آب ببرد آنها را خواب مى برد ، خانم باجى دو روز است خانه ميرزا سيد على رفته و باران نمىگذارد بيايد آقا سيد رضا هم دو روز است گلويش درد مىكند ، امروز تب هم كردهاست ، خدا رحم كند برما . [ 14 ] [ تلگراف اجازه حركت زوار ] روز چهارشنبه غره محرم : باران مىآمد تا دو ساعت ، بعد آفتاب شد . خبر تلگراف رسيد كه زوار مرخص هستند ، يعنى جواب تلگراف زوار آمد كه من دستورالعمل داده بودم ، بسيار مشعوف شديم ولى باور نمىكرديم چاوش آمد و گفت قبول شد . ناهار را آش انار ، آقا سيد رضا درست كرده ، خورديم ، خيلى خوب شده بود . جاى همگى خالى بود .
--> ( 1 ) . روزى كه در شام آن هلال ماه ديده شود روز آخر هر ماه قمرى . همان . ( 2 ) اصل : چپرخانه ( 3 ) . خوراك آبداركه با آب وپياز و تخم مرغ ياكشك ياشيره انگوردرست كنند . معين ، ذيل واژه .