مجموعة مؤلفين

52

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

آمديد ؟ گفت : به جهت آن‌كه پسر صارى اصلان مىخواست مرا پيشخدمت بكند و بكند ، به همراهى پدرم فرار كرديم و به كرمانشاه مىرويم تا ببينيم خدا چه مىخواهد . [ خبر لخت كردن زوار ] روز دوم ، چهارشنبه 23 [ ذى الحجه ] : صبح حمام رفتيم ، بعد در بازار گردش كرديم ، آمديم هندوانه خورديم . ميرزا مهدى گفت ، كه ميرزا حسن در كاغذى نوشته كه چرا ميرزا داداشى مرا در كاغذ جاتشان خان ننوشته به آن جهت من به او كاغذ ننوشتم ، گفتم : خيلى خوب كرد . ناهار هم ، كدو داشتيم جاى همگى خالى بود با آبگوشت ، عباى نمد و سه زوج جوراب و دو جفت دستكش بايك كلاه گوشى خريدم با سيزده ورق كاغذ نازك به جهت طهران ، قريب به ظهر ، ميرزا محسن مستوفى به ديدن من آمد ، خبر تلگرافى رسيد كه در ميان راه قزل رباط ، هفت دسته زوار را لخت نموده اند و چند نفر هم كشته شده اند . ميرزا سيد على فرستاد كه تا راه امن نشود نخواهم گذاشت شما برويد ، دلمان در تشويش است . آقا سيد تقى هم در رختخواب افتاد و تب كرد و ناخوش شد ، خدا رحم كند با آب بد كرمانشاهان و اين حالت عبدالبطنى آدمها و شب هم كشمش پلو داشتيم . [ عمارت عماديه در كرمانشاه ] پنج شنبه 24 [ ذى الحجه ] : ناهار خورده ، سوار شديم رفتيم عماديه ، باغ بسيار خوبى دارد بزرگ و عمارت بيرونى و اندرونى ، سه طبقه بود بيرونى عمارتش دور بود يك طرف نگاه [ 9 ] به باغ مىكرد و يك رو به رودخانه قراسو « 1 » بود و پيغمبر زمانى كه نامه به خسرو پرويز نوشته بود نامه او را پاره كرده بود و در اين آب انداخت و از آن محل به پائين آب سياه شده و به بالا سفيد است . و اندرونى آن هم چهار دست است ، اندرونى كه مختص خود عمادالدوله « 2 » بود مثل عمارت قصر قجر

--> ( 1 ) . رودخانه قراسويا قره‌سو ، سرچشمه اصلى اين رودخانه سراب روانسر واقع در 50 كيلومترى شمال غرب كرمانشاه مىباشد . . ( 2 ) . بديعُ الْمُلْكْ از شاهزادگان و دولتمردان عصر قاجار و صاحب آثارى در حكمت اسلامى . وى نواده فتحعلى شاه قاجار بود بامداد ، رجال ايران ، ج 1 ، ص 188