مجموعة مؤلفين
40
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
گذشته از اين ، دربين مسير برخى از كارگزاران حكومتى از وى استقبال نموده يا او را بدرقه مىكنند . و يا براى نويسنده هديه وتحفه مىفرستند . و همچنين آنان از اوبشدت مراقبت مىكنند و زمانى به او اجازه حركت در مسير راه را مىدهند كه امنيت راهها برقرار شده باشد . به عنوان مثال ، زمانى كه نويسنده به كرمانشاه مىرسد راه عتبات نا امن مىشود و حاكم كرمانشاه ، عليرغم اسرار نويسنده از رفتن او به شدت ممانعت مىكند . از طرف ديگر ، با توجه به گزارشهاى ارائه شده ، مشخص مىشود كه وى از خانوادهاى اهل علم بوده است و پدرش ، از عالمان سرشناس زمان خود بوده است ، بطوريكه در نجف برخى از اشخاص تعليقههاى دروس او را نزد نويسنده آوردهاند . وى در اين زمينه چنين مىنويسد : « آقا سيد على كوچك آمد منزل ما با آقا سيد محمد نجفى قدرى صحبت داشت و تعليقهجات مرحوم آقا را بيرون آورد كه به خط مبارك خودشان مرقوم فرموده بودند زيارت كردم و قدرى گريه و زارى نمودم » . « 1 » علاوه براين ، نويسنده سفرنامه ، درطول مدت اقامتش در كربلا و نجف در مجالس موعظه برخى بزرگان ، همانند ، آخوند ملا حسين فاضل اردكانى ، شيخ جعفر شوشترى و شيخ محمدهادى تهرانى حضور پيدا نموده و همچنين برخى از علما ازجمله فاضل اردكانى ، نيز به ديدن او مىآيند ، گذشته از اينكه در سامره ، در روز هفدهم ربيع الاول به ملاقات ميرزاى شيرازى رفته و به دليل ازدهام جمعيت مجال صحبت با ميرزا را پيدا نمىكند . نويسنده ، در گزارش سفرش ، خودش را انسانى بسيار متعبد و ديندار معرفى مىكند كه بيشتر اوقاتش را در عتبات به زيارت مىگذرانده و سعى بسيار داشته است كه تمام مكانهاى زيارتى را از نزديك زيارت نمايد ، از جمله اين كه وى در راه حركت به سوى كربلا در مسيب ، با آنكه تمامى همراهانش از رفتن به زيارت طفلان مسلم به دليل بعضى از خطرات خودارى مىكنند اما اوبا وجود عرب هاى دزد درآن منطقه ، به زيارت اين مكان نائل مىشود و از اين بابت نيز بسيار خرسند مى باشد .
--> ( 1 ) همان ، ص 82