مجموعة مؤلفين

298

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

قدرى صحبت داشتيم ، تا دو ساعت از شب گذشته ، برخاست به منزل خود رفت ، شام خورده ، خوابيديم . امروز جمعه 22 شهرصفراست ، صبح زود برخاسته ، آنچه بايد به صاحب خانه داده شود ، داده‌شد . سوار شديم به طرف كدوك اسد آباد ، از اسد آباد بيرون آمده ، به طرف تاج آباد رانديم . قدرى از كوه بالا رفتيم ، امروز كه چهل روز از عيد نوروز گذشته بود ، برف در تمام جاده بود ، تمام كوه پر از برف بود . احمد خان و آقا سيد جواد وملا محمود و ملا احمد و جمعى از همراهان بودند . از اسد آباد تا تاج آباد در دو ساعت آمديم . و از تاج آباد دو ساعت تا ده نو ، ملكى جناب آقا سيد على رانديم . در ده پسر آقا ملا بابا ، خالو زاده آقا سيد جواد و پسر حسن خان اسد آبادى استقبال آقا سيد جواد آمده بودند و جمعى هم آنجا بودند به ملاقات . خواستم در ده نو ناهار بخوريم ديديم دواز دسته گذشته [ 123 ] موقع نهار نيست ازآنجا رانديم آمديم حصارخواجكى ، كنار رودخانه نهارافتاديم ، « 1 » نهار راگرم نموده صرف نموديم . حاجى محمد على وجمعى از اهالى حصار جمع شدند ، صحبت زراعت وغرها شد . [ رسيدن به همدان و پايان سفر ] و از آنجا سوار شديم آمديم نزديك شهر جناب آقاعلى آقا ومصطفىخان وجمعى آمدند ، ملاقات شديم . چون ساعت ورود نداشت رفتم منزل آقاعلى آقا پياده شدم . گفته ، آقاى آقا يوسف گفته ، سورى بزنيم ، استقبال برويم ، بنده رفتم خانه آقاى آقايوسف گفتم آقاى آقايوسف مستقبلين منتظر شماهستند برويد استقبال حسين خان ، حركت بكند ، گفته الان وارد اطاق شدم . گفتند ، خوب استقبال كرديم . چاى صرف شد ، بعداز چاى ، بنده رفتم خدمت آقايان قاضيان كه بعد از فوت مرحوم قاضى ملاقات نشده بودند . خدمت جناب حاجى آقا حسين قاضى وآقاى آقا موسى و آقاى آقا على و آقاى حاجى ملا مهدى مشرف شده ، مراجعت نمودم . آمديم منزل آقاعلى آقا بايوسف و همشيره‌هاو

--> ( 1 ) . اصل : اوفتاديم