مجموعة مؤلفين
269
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
بسيار بود ، دوستان بنده همه جمع مىشدند ، مشغول به صحبت مىشديم ، گاهى اسب قيمت مىكرديم ، گاهى كره مى آوردند ، گاه اسب و كره هاى خودمان را مى آوردند ، تماشا مىكرديم . همه روزه مشغوليات خوبى داشتم ، طرف عصر تماشاى خوبى داشته . مغرب هم به طرف حرم و زيارت مشرف شده ، زيارت و در صحن گردش و تماشا ، گاهى درب حجره جناب آقا شيخ مهدى كتاب فروش از خدام و آقايان هم مىآمدند صحبت مى نمودند . شب را تا چهار ساعت از شب گذشته ، در صحن و حرم مشغول زيارت . [ 83 ] [ شربت دادن به عزاداران در صحن امام حسين ( ع ) ] سه شنبه 14 شهرمحرم : صبح زود برخاسته ، نماز خوانده چاى صرف شد . حرم مشرف شده زيارت نموده ، به طرف حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام مشرف شده ، آنجا هم زيارت نموده ، مراجعت در بازار قدرى گرديده ، به منزل آمده ، قاطرچى ها را خواسته حساب راه نجف آنها را پرداخته ، حق و حساب آنها تماماً داده شد . گفتم ، در تدارك حركت فردا به طرف كاظمين باشيد . جناب مستطاب حاجى سيد هاشم و جناب آقا سيد عبدالامير خدام هم ، بنده منزل تشريف داشته ، ناهارصرف نموده ، بعداز ناهار حضرات تشريف بردند . بنده هم قدرى استراحت نموده . طرف عصر برخاسته ، حق و حساب كاروانسرا دار را هم كه عبارت از دو ليره و سه هزارو خرده « 1 » بود دادم . همه حساب ها را داده ، برخاسته به طرف حرم مشرف شده . جناب حاج سيد هاشم را ملاقات نموده ، گفتم : قدرى قند بخرند شربت درست نمايند ، سينهزنها را دسته به دسته شربت بدهند . خودم رفتم زيارت ، حضرات مشغول شربت درستكردن شدند . از حرم حضرت امام حسين عليه السلام به حرم حضرت عباس عليه السلام مشرف شده زيارت نموده ، حقوق تمام خدام و كفش دار و غيره را دادم ، بيرون آمده در حرم حضرت امام حسين عليه السلام در جلوى حجره كه شربت به جهت مردم درست كرده بودند نشسته ، سينه زن ها آمدند ، مشغول سينه زدن شدند . ميرزا محمود همه را شربت داد ، دسته به دسته همه را شربت دادند ، زيادى شربت را هم به اشخاصى كه
--> ( 1 ) . اصل : خررده