مجموعة مؤلفين
265
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
مراجعت به حرم حضرت سيد الشهداء نموده ، نماز خوانده ، زيارت نمودم . سينهزنها مشغول سينه زنى و عزادارى بوده ، سه ساعت از شب گذشته به منزل آمده ، حالت خوشى نداشته ، شام صرف نمودم استراحت شد . امروز كه دوشنبه 6 شهر محرم است ، صبح زود برخاسته ، به حرم مشرف شده ، نماز و زيارت نمودم . قدرى در صحن گردش نموده به حرم حضرت ابوالفضل مشرف شده ، مراجعت [ نمودم ] قدرى در بازار گرديده ، آمده به منزل . فرستادم آقا سيد عبدالامير بيايد ، ناهار بخوريم . عذر خواسته بود ، كه زوار دارم و كار دارم ، نمى توانم بيايم . ناهار تنها بودم . ناهار خورده قدرى استراحت شد . طرف عصر برخاسته به طرف حرم مشرف شده ، بعد از زيارت حضرت امام حسين عليه السلام به طرف حرم حضرت ابوالفضل ع مشرف شده ، زيارت نموده ، آمده به حرم امام حسين ( ع ) قدرى در صحن نشسته ، مشغول تماشاى سينهزنها شده ، به منزل آمده ، آقا غلامعلى آمده ، قدرى صحبت شده ، شام آوردند بعداز شام ، ايشان به منزل خود رفته . [ 77 ] روزسه شنبه 7 شهرمحرم : صبح زود برخاسته نماز خوانده چاى صرف شد . حرم مشرف شده ، زيارت نموده ، حرم حضرت عباس ( ع ) مشرف شده ، زيارت نموده ، مراجعت در صحن [ نموده ] قدرى درب حجره آقا شيخ مهدى كتاب فروش نشسته ، قدرى در بازار گردش نموده . تفنگ دو لوله انگليسى خوبى ، دست دلالى ديدم كه قيمت او را پنجاه تومان مىگفت ، چهار ليره دادم ، نداد . عجب تفنگ خوبى بود ، هيچ تفنگى به آن خوبى نديده بودم . آمدم منزل ، براى شجاع نظام و ميرزا محمود تعريف كردم كه همچو « 1 » تفنگى در بازار دست يك نفر دلال ديدم . بعدناهار خواسته ، بعداز ناهار هم يك تفنگ دو لوله انگليسى ديگر كه قيمت اوعبارت از هفت تومان بود ، دست يك نفر دلال عرب آورد ، ملاحظه كرده ولى نخريدم . عصر هم برخاسته ، به طرف صحن و حرم مشرف شده ، زيارت نموده ، گردش نموده ، طرف غروب درب حجره آقا شيخ مهدى كتاب فروش نشسته ، قدرى مشغول صحبت شده تا الى ساعت
--> ( 1 ) . اصل : همچون