مجموعة مؤلفين
263
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
مشغول صحبت شده تا طرف عصر ، برخاسته به زيارت مشرف شده تا سه چهار ساعتى شب در حرم و صحن مشغول گرديدن بودم مراجعت به منزل شده شام صرف شد استراحت شد . پنج شنبه 2 شهر محرم : صبح زود برخاسته ، حالتم عيب نداشته ، جناب آقا سيد عبدالامير آمده ، قدرى صحبت مشغول شده به طرف حرم و زيارت مشرف شده . در كاروانسرايى كه اسب ها را بسته بودند ، رفته ، اسب ها و كره ها را ديده ، شخصى كرمانشاهانى آنجا بود ، قدرى تعريف از كره گهر كه تازه ابتياع كرده بودم نمود ، تماشا كرديم . از آنجا به طرف زيارت [ آمدم ] . بعد از زيارت حضرت امام حسين عليه السلام ، [ به ] زيارت حضرت ابوالفضل مشرف شده ، از زيارت بيرون آمده ، قدرى در بازار و صحن گرديده به طرف منزل آمده ، نواب هندى كه از جمله طلبه كربلا و از مردمان صاحب مكنت هندوستان بوده ، آمده ، ناهار منزل بنده صرف نموده ، بعد از ناهار ايشان برخاسته ، به منزل خود رفته . طرف عصر هم زيارت و بازار رفته ، سه ، چهار جفت كفش خريده ، دادم به منزل بردند . خودم تا سه ساعت و نيم [ 74 ] از شب گذشته در صحن بودم بعد منزل آمده شام جزئى خورده در فكر خواب بودم . [ سينه زنى در صحن امام حسين ( ع ) ] روز جمعه 3 شهر محرم : صبح زود برخاسته ، حالت خوشى نداشته ، نماز خوانده ، چاى صرف نموده . جناب آقا سيد عبدالامير آمد قدرى مشغول صحبت شده . برخاسته به زيارت مشرف شده ، بعد از زيارت قدرى در صحن گردش كرده ، تماشا خلق و سينهزنها شده قرب به ناهار به منزل مراجعت نموده ، ناهار صرف شد . به ميرزا محمود گفتم ، چند طغراى كاغذ به جهت همدان ، يكى به آقا محمد شمس ، يكى به محمد خان ، يكى به آقا ميرزا عباسقلى خان ، به ساير دوستان ، هر كسى پاكتى بنويس كه فردا بدهيم چاپار بدهد . ايشان مشغول نوشتن پاكت [ شدند ] . بعضى ازدوستان اهل كربلا ديدن آمده ، ملاقاتى حاصل كرده . طرف عصر ديدم حالت نوبه برايم دست داده ، گفتم كه كرسى را بياورند بگذارند ، آتش روشن كردم قدرى گرم شدم . هوا هم ابر بود ولى باران نمىآمد تا سه ساعت از شب گذشته مشغول نوبه بودم ، بعد قدرى تب آمد عرق كردم ، شام هم ميل نداشته خوابيدم .