مجموعة مؤلفين

255

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

حالتم را ديد ، دستورالعمل داد ، رفت . برخاسته به طرف حرم مشرف شده ، قدرى در صحن گردش نمودم يحيى آمد گفت ، [ 63 ] دو سه نفر مهمان آمده ، برخاسته به طرف منزل [ ملاقات با برخى از مجتهدين نجف ] امرزو روز دوشنبه 22 شهر ذيحجه است ، صبح زود برخاسته نماز خوانده قدرى دعا خوانده چاى صرف نمودم . به طرف صحن مشرف شده ، قدرى مشغول زيارت ، قدرى مشغول تماشاو سياحت ، قدرى در اطراف صحن گردش كردم ، مراجعت به منزل [ نموده ] . شش ساعت و نيم از دسته گذشته به منزل آمده ناهار صرف نمودم . بعد ازناهار ، آقا سيدقاسم آمده ، جناب حاجى سيد عبود هم ناخوش شده بودند ، احوال ايشان را از سيد قاسم جويا شده ، گفت ، حالش بهتر است . طرف عصر آقا غلامعلى كرمانشاهانى آمده ، به منزل ميرزا محمود رفته ، بعد ميرزا عبداله خان آمد ايشان هم آنجا رفته ، قدرى صحبت حضرات گرم بود . آقا غلامعلى آمد نزد من ، رفته بوديم روى پشت بام . [ 64 ] جناب آقا سيد حميد هم آمده ، قدرى صحبت كرديم . دو ساعت به غروب مانده ، دو سه نفر مجتهد و اهل نجف كه با بنده دوستى داشته ، تشريف آوردند ، يكى جناب « 1 » و يكى جناب « 2 » يك دو ساعتى مشغول صحبت و چاى صرف كردند ، برخاسته تشريف بردند . ميرزا محمود را فرستادم به عيادت جناب حاجى سيد عبود ، حالتش بهتر شده بود ، خودش آمد نزد من ، قدرى از افسردگى « 3 » مزاج خود تعريف كرد . طرف مغرب برخاسته به حرم مشرف شده ، يك ساعت از شب گذشته ، زيارت مشرف شده تا دو سه ساعتى از شب گذشته در حرم و صحن مشغول زيارت و گردش بودم ، مراجعت به منزل شد .

--> ( 1 ) . يك كلمه افتادگى دارد . ( 2 ) . يك كلمه افتادگى دارد . ( 3 ) . اصل : افسرده گى