مجموعة مؤلفين

241

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

ناهار صرف نموده ، بعداز ناهار ، كاغذى به آقا سيد جواد نوشته ، طرف عصر زيارت مشرف شده ، قدرى در صحن گرديدم ، زيارت حضرت عباس ( ع ) مشرف شده ، مراجعت به منزل [ نموده ] تا طرف مغرب ، باز به زيارت مشرف شده دو سه ساعت از شب گذشته با آقا سيد امير به منزل آمده شام هم ميل نداشتم . [ 46 ] امروز كه دوشنبه غره شهر ذيحجه است ، صبح زود برخاسته نماز خوانده زيارت مشرف شده مراجعت به منزل [ نموده ] . آقا سيد امير هم بود ، چاى صرف شد . حساب استاد عباس ملاحظه شد . استاد خياط شلوار و ملبوسى كه برده بود بدوزد آورد ، قرب به ناهار شد آقا محسن آمد مشغول صرف ناهار شديم . بعداز ناهارحاجى حسن صراف آمد . قدرى از كاظمين صحبت كرديم تا طرف عصر ، به زيارت مشرف شده ، قدرى در حرم و قدرى صحن مشغول گردش بوديم ، عزيزالله بيك وكيل باشى قاسم آبادى آمده ، اظهار داشت كه تفنگ دو لوله خوبى دارد به جهت فروش ، گفتم ، او را بياورد ملاحظه كنم ، شب با آقا سيد امير از حرم معاودت به منزل شد ، عزيزالله بيك تفنگ را آورد ملاحظه كردم تعريفى نداشت . روز سه شنبه 2 شهر ذيحجه : صبح زود برخاسته بعد از نماز زيارت مشرف شده ، بعداز زيارت به منزل آمده ، قدرى نشسته ، با جناب آقا سيد عبدالامير قدرى صحبت نموده ، قرب به ناهار مجدداّ رفتم به زيارت ، مراجعت به منزل [ نموده ] ، رفتم در كاروانسرايى كه اسب ها را بسته بودند ، ملاحظه اسب‌ها را نموده ، هنوز از صدمه سرماى چند روزه توقف كاظمين درست حال نيامده بودند . از آنجا به منزل آمده ، قرب به ناهار ، ناهار آورده صرف شد . طرف عصر هم آقا سيد درويش [ و ] آقا سيد احمد [ و ] جناب آقاسيد عبدالامير بودند . وجه عكس [ 47 ] به آقا سيد احمد داده ، قدرى مشغول صحبت و تماشاى عكس [ شديم ] . جناب ظهيرالملك دو دانه دراج تعارف فرستاده بودند ، معلوم شد شكار رفته بودند ، دادم به عباس خورشت درست نمايد . دلالى چند وصله لباس آورده بود تماشا كنم ، بد ندوخته بودند از قرارى كه مىگفت ، دوخت شام بودند . شب را هم با جناب آقا سيد عبدالامير مشغول صحبت بوديم تا سه ساعت و نيم از شب گذشته .